تاريخ زندگانى امام رضا(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٣٩
يكى است، پدر و مادر همه يكى است، پاداش هم (در قيامت) به اعمال است.» ياسر، خادم حضرت رضا (ع) مىگويد:
امام رضا (ع) هر گاه تنها (و فارغ از كارهاى روزانه) مىشد، تمام اطرافيان خود را- از كوچك و بزرگ- پيرامون خود جمع مىكرد، با آنان حرف مىزد و انس مىگرفت؛ آنان هم با وى مأنوس مىشدند، و هر گاه بر سفره مىنشست، كوچك و بزرگ را صدا مىكرد، حتّى كار پرداز و حجامت كننده را بر سفره خويش مىنشانيد. «٢» همو مىگويد: امام رضا (ع) به ما فرمود:
اگر من بالاى سر شما ايستادم و شما در حال غذا خوردن بوديد، بلند نشويد تا اينكه از غذا خوردن فارغ شويد. گاهى حضرت يكى از ما را (براى انجام كارى) صدا مىكرد. وقتى گفته مىشد: مشغول غذا خوردن است، مىفرمود: بگذاريد تا غذايش را بخورد. «٣» نادر، خدمتكار ديگر امام (ع) مىگويد:
هر گاه يكى از ما مشغول صرف غذا بود، امام رضا (ع) او را به كارى نمىفرستاد و به كار نمىگرفت تا از غذا خوردن فارغ شود. «٤» امام رضا (ع) از طريق نشست و برخاست با خدمتكاران و غلامان عملًا درس برابرى انسانها را به پيروان خود داد و به همه آنان كه خادم، سرايدار، محافظ، دفتردار، منشى و ... دارند فهماند كه اينان نيز حقى دارند و به هنگام برخورد با اين افراد و به كارگيرى ايشان لازم است عواطف و احساسات بشرى آنان و حقوقشان ملاحظه شود و نبايد چنين تصور شود كه آنان آفريده و استخدام شدهاند تا براى اينان كار كنند.
ب- ديگر افراد حضرت رضا (ع) وارد حمّام شد. يكى از افراد كه او را نمىشناخت به وى گفت: