تاريخ زندگانى امام رضا(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٨١
حضرت جواد (ع) درآورد. «١» مأمون با اين ازدواج سياسى خواست با يك تير دو نشان بزند؛ هم بر امام (ع) جاسوسى از داخل بگمارد و هم اعتقاد آن حضرت و پيروانش را نسبت به نقشه خود جلب كند.
از سوى ديگر، امام (ع) با آن كه بر چنين ازدواجى وادار شده بود، نه مىتوانست اصل آن را ردّ كند و نه حتّى در مورد اجبارى بودن آن سخنى بگويد؛ زيرا مأمون در آن شرايط جوّ را در دست داشت و چه بسا خوددارى امام (ع) از پيشنهاد خليفه موجب كاستى اعتماد مردم به آن حضرت مىگشت. «٢» علل پذيرش ولايتعهدى از سوى امام (ع)
سخنان جدّى و موضعگيريهاى قاطع مأمون در برابر امام (ع) در جريان قضيّه ولايتعهدى گوياى آن بود كه وى سرنوشت آينده خود و حكومتش را گره خورده به اين قضيّه مىدانست و در هيچ شرايطى حاضر نبود از اين پيشنهاد سرنوشتساز خود دست بردارد؛ بلكه آماده بود به هربهايى كه شده و با هر پيامدى كه در بر داشته باشد خواستهاش را به انجام رساند و در صورت پافشارى امام بر ردّ، تهديدش را عملى ساخته امام و بستگان و پيروان او را به قتل برساند.
او فرزند كسى است كه به خود وى گفته بود: «سوگند به خدا، اگر تو هم در كار خلافت با من به ستيز برخيزى سرت را از تنت برمىگيرم كه سلطنت عقيم است». «٣» و در عمل نيز با كشتن برادرش امين ثابت كرد كه حكومت، عقيم است و عاطفه و برادرى نمىشناسد.
با توجه به اين مقدمه، اگر امام رضا (ع) پيشنهاد مأمون را ردّ مىكرد:
اوّلًا: جان خود و دوستان و شيعيانش را در معرض نابودى قرار مىداد؛ بدون آنكه