تاريخ زندگانى امام رضا(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٩٥
ناحيه آذربايجان نيز با قيام «خرميان» «١» در سال ١٩٢ به آشوب كشيده شد. «٢» سرزمين شام نيز در سال ١٧٤ صحنه درگيرى و كشمكش ميان دو قبيله بزرگ يعنى «مُضَريان» و «يمانيان» بود. در اين جنگها تعداد زيادى از دو طرف كشته شدند. «٣» نارضايتى و دلسردى از دستگاه خلافت حتى به درون دربار راه يافت. برخورد خصمانه و دور از انتظار هارون با استواركنندگان پايههاى حكومتش يعنى «برمكيان» و كشتن و به زندان افكندن سران آنان، زنگ خطر را براى همه درباريان و چاكران به صدا درآورد و موجبات دلسردى و نفرت آنان را نسبت به هارون فراهم ساخت؛ بگونهاى كه خليفه احساس مىكرد همه اطرافيان انتظار مرگ او را مىكشند. وى اين احساس درونى را در درد دلى كه به هنگام عزيمت به خراسان با «صباح طبرى» كرده بيان داشت و گفت:
اطرافيان من نفسهاى مرا شمارش مىكنند. «٤» همه اين حوادث، از وجود و گسترش جوّ ناامنى و بىثباتى سياسى در جامعه و آبستن آن براى تحولات و رخدادهاى جديد خبر مىداد.
شرايط فرهنگى سياست درهاى باز حكومت عباسيان، دانشمندان، حكما و فيلسوفان را از نقاط مختلف جهان همراه با عقايد و آراء گوناگون كلامى و فلسفى آنان وارد جهان اسلام كرد و موجب بروز شبهات و ابهامات زيادى در اعتقادات مسلمانان گشت. «٥» اين تهاجمات فرهنگى در آن شرايط ناپايدار سياسى كه گردانندگان دستگاه خلافت تنها در انديشه تحكيم قدرت سياسى خود بودند و نه حفظ اعتقادات مردم، بر آشفتگى اوضاع مسلمانان مىافزود.