تاريخ زندگانى امام رضا(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٨٨
هستند دوازده امام، به عدد نقيبان بنى اسرائيل. «١» تعيين و معرفى فردى به عنوان امام از سوى پيامبر (ص) به معناى تعيين و معرفى فرد ياد شده از سوى خداست؛ چه آن كه پيامبر (ص) جز از سوى خدا سخن نمىگفت و تصميمى نمىگرفت. خود آن بزرگوار در پاسخ رئيس يكى از قبائل كه به آن حضرت پيشنهاد كرده بود: ما به شرطى با تو بيعت مىكنيم و مسلمان مىشويم كه پس از درگذشت خود، امر امامت و رهبرى جامعه را به ما واگذار كنى، فرمود:
«الْامْرُ الَى اللَّهِ يَضَعُهُ حَيْثُ يَشاءُ». «٢» امر اطاعت مربوط به خداست كه آن را هر جا كه بخواهد قرار مىدهد.
بنابراين اگر آن حضرت كسى يا كسانى را جانشين خود قرار دهد، بطور قطع، از سوى خدا خواهد بود.
٢- معرفى امام كاظم (ع)
علاوه بر رسول خدا (ص)، امام كاظم (ع) پيش از شهادتش بارها فرزند خود حضرت رضا (ع) را به عنوان جانشين خويش معرفى كرد. به نمونههاى ذيل توجه فرماييد.
الف- راوى، داوود رقّى:
به ابو ابراهيم، حضرت موسى بن جعفر (ع) عرض كردم: جانم فدايت باد! من پير شدهام.
دست مرا بگير و از آتش جهنم نجاتم بده! صاحب و امام ما پس از تو كيست؟
حضرت به فرزندش ابوالحسن اشارهكرد و فرمود: اين، پساز من پيشوا و صاحب شماست. «٣» ب- راوى، عبدالرحمان بن حجّاج:
موسى بن جعفر (ع) به فرزندش على (ع) وصيت كرد و در اين ارتباط نوشتهاى مرقوم داشت و شصت نفر از مردان سرشناس مدينه را بر آن گواه گرفت. «٤»