تاريخ زندگانى امام رضا(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٥٠
مىرساند، و همه نشان دهنده هدفدارى حضرت در همه برخوردهايش مىباشد.
٢- بىاعتنايى نسبت به مستكبران حضرت على بن موسى (ع) به همان مقدار كه نسبت به مستمندان و زير دستان لطف و محبّت داشت و در برابر آنها متواضع بود، با مستكبران و طاغوتهاى زمان خود با بىاعتنايى و از موضع قدرت برخورد مىكرد. به عنوان نمونه به برخورد آن حضرت با «فضل بن سهل» وزير مأمون توجّه كنيد:
فضل بن سهل، ملقب به «ذوالرياستين» «١»، به حضور امام رضا (ع) رسيد. يك ساعت بر سر پا ايستاد (و امام (ع) به او اعتنايى نكرد) تا آن كه سربلند كرد و به او فرمود: چه حاجتى دارى؟ گفت: سرور من! اين نامهاى است كه اميرالمؤمنين، مأمون، براى من نگاشته است «٢»؛ و شما كه وليعهد مسلمانان هستيد سزاوارتريد كه همسان با عطاياى مأمون مرا مشمول بخششهاى خود سازيد.
امام (ع) فرمود: نامه (مأمون) را بخوان، و آن نامه بر روى پوستى بزرگ نوشته شده بود. فضل مدت زيادى بر سر پاى ايستاد تا از خواندن نامه فارغ شد. حضرت فرمود: اى فضل! اگر تقواى الهى پيشه كنى و از مخالفت اوامر او براى هميشه بپرهيزى همانند آنچه در اين نامه آمده ما نيز به تو مىدهيم. «٣» امام (ع) ضمن بىاعتنايى به اين فرد رياستطلب و خودخواه و اجازه ندادن به او براى نشستن، با بيانى كوتاه و تعريض آميز، نقشه فضل را خنثى كرد و آرزوى او را بر باد داد؛ چندان كه وى، مأيوسانه و با حالتى سرافكنده و خفّت آميز محضر امام (ع) را ترك كرد.
تاريخ زندگانى امام رضا(ع) ٥٦ چه كسى مؤمن واقعى است؟
ص : ٥٦