تاريخ زندگانى امام رضا(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٣٦
زبر و خشن بر تن مىكرد ولى هنگامى كه در برابر مردم ظاهر مىشد خود را براى آنان مىآراست (و از لباسهاى عادى كه مردم مىپوشيدند استفاده مىكرد). «١» كنيزى به نام «عذر»- كه مدتى كنيز مأمون بود و در خانه او مىزيست، سپس مأمون او را به امام رضا (ع) بخشيد، پس از مدتى نيز امام (ع) او را به عبداللّه بن عباس هبه كرد- در مقام مقايسه زندگى اين سه شخصيّت مهم سياسى آن روز مىگويد:
ما در خانه مأمون در بهشتى از خوراكيها، آشاميدنيها، زيور آلات و عطريات و پولهاى فراوان مىزيستيم، تا آنكه مأمون مرا به امام رضا (ع) بخشيد.
زمانى كه به خانه آن حضرت رفتم تمامى آن امكانات و نعمتها را از دست دادم ... چندانكه پيوسته آرزو مىكردم از خانه آن حض تاريخ زندگانى امام رضا(ع) ٤١ ب - ديگر افراد ص : ٣٩ رت بروم. تا آنكه امام رضا (ع) مرا به عبداللّه بن عباس بخشيد و زمانى كه به خانه او منتقل گشتم گويى دوباره وارد بهشت شدهام. «٢» يكى از اهداف شيطانى مأمون از طرح مسأله ولايتعهدى امام رضا (ع) اين بود كه آن حضرت را به دستگاه پر زرق و برق خلافت نزديك و درنهايت به دنيادوستى و جاهطلبى متّهم كند «٣»، ولى مناعت طبع و مقام زهد پيشواى هشتم توطئه او را خنثى كرد. امام (ع) پس از پذيرش ولايتعهدى نيز با بىاعتنايى به تشكيلات سلطنتى مأمون، به زندگى ساده و بىآلايش دوران پيش از ولايتعهدى خود ادامه داد و در بيانى، آن دوران را عزيزترين و مطلوبترين دوران زندگى خود قلمداد كرد و فرمود:
اين امر، (ولايتعهدى) هرگز نعمتى برايم نيفزوده است. زمانى كه در مدينه بودم، دستخطم در شرق و غرب خوانده مىشد. در آن زمان بر استر سوار مىشدم و (با آرامى و آزادى) كوچههاى مدينه را مىپيمودم و اين حالت از همه چيز برايم عزيزتر و مطلوبتر بود. «٤» خلاصه