تاريخ زندگانى امام رضا(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢٠٩
حضرت ذكر شده است.
پس از شهادت مأمون با آن كه در اجراى حيله و توطئه خود نهايت دقت و احتياط را به كار برده بود، ولى از پيامدهاى جنايت هولناك خويش سخت بيمناك بود؛ از اين رو براى بىگناه جلوهدادن خود و سرپوش گذاشتن بر اين جنايت، پس از شهادت امام (ع) در حالى كه گريبان چاك زده بود، اشك مىريخت و بر سر مىزد، به سوى خانه امام (ع) شتافته اظهار بىتابى مىكرد. «١» سپس سادات و هواداران امام (ع) را فراخواند و جسد آن حضرت را به آنان نشان داد و گفت: ببينيد كه پيكر او صحيح و طبيعى است. «٢» با اين حال، مردم وقتى در جريان رحلت حضرت رضا (ع) قرار گرفتند بر در خانه آن حضرت گردآمده و شعار مىدادند: اين (اشاره به مأمون) امام رضا (ع) را به نيرنگ و توطئه كشته است؛ و نيز فرياد مىزدند: فرزند پيامبر (ص) كشته شد. و چنان اين سخنان را تكرار نموده داد و فرياد مىكردند كه مأمون از بيم فتنه، محمد بن جعفر، عموى حضرت رضا (ع) را نزد آنان فرستاد تا خبر دهد كه پيكر امام (ع) امروز تشييع نمىشود.
مردم، با شنيدن اين خبر پراكنده شدند. به دستور مأمون، پيكر مطهّر امام (ع) را شبانه غسل داده و كفن كردند و شبانه در كنار قبر هارون به خاك سپردند. «٣»