تاريخ زندگانى امام رضا(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٩٨
چنين به رنج بيفتيد. اينك شما بازگرديد؛ همان كس كه هميشه با مردم نماز مىگزارد، نماز را به جاى خواهد آورد.
امام رضا (ع) كفش خود را پوشيد و بر مركب خويش سوار شد و بازگشت. درپى بازگشت آن حضرت، مردم دچار پراكندگى شدند و نمازشان سامان نگرفت. «١» اين حادثه از يك سو بيانگر ميزان محبوبيت و نفوذ امام (ع) در ميان اقشار مختلف مردم حتّى سپاهيان و درباريان مأمون است و از سوى ديگر نشان دهنده ترس و وحشت مأمون از اين موقعيّت روز افزون امام (ع).
مأمون از اين بيم داشت كه امام (ع) در ادامه برنامه خود در نيشابور و در پى اين تحول روحى و شور و احساساتى كه در مردم به وجود آورده و دلهاى آنان را آماده كرده است، با مطرح كردن مسأله امامت و شايستگى خويش براى اين منصب در خطبههاى نماز، پايتخت عباسيان را به سنگرى عليه آنان تبديل كرده كار دستگاه خلافت را يكسره نمايد.
٦- بهرهبردارى سياسى و فرهنگى از منصب ولايتعهدى اصل طرح مسأله ولايتعهدى هر چند از سوى مأمون بود و امام رضا (ع) چارهاى جز پذيرش آن نداشت، ليكن آن حضرت موفق شد با استفاده از تريبون قدرتمند و فراگير خلافت و امكانات ويژهاى كه خليفه عباسى براى وى فراهم آورده بود، حصار «تقيّه» را در هم شكند و داعيه امامت پيشوايان معصوم عليهم السّلام را در سطح گستردهاى- حتّى در ميان ملل غير مسلمان- مطرح سازد و حقايق بسيارى را كه در طول ١٥٠ سال جز در خفا و با تقيّه و به خصّيصين و ياران نزديك گفته نشده بود، با فرياد بلند به گوش همگان برساند. امام رضا (ع) در بيانى به اين حقيقت و دستاورد مهمّ اشاره كرده با زبان حمد و ستايش الهى مىفرمايد:
حمد و ستايش خدايى راست كه حفظ كرد و پاس داشت از ما آنچه را كه مردم (امويان و عباسيان) تباه ساختند و بلند كرد و رفعت بخشيد آنچه را كه آنان پست شمردند؛ چندان كه