تاريخ زندگانى امام رضا(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٧٨
مخالفت كند گردنش زده شود. سوگند به خدا، اگر ولايتعهدى را بپذيرى (چه بهتر) و گرنه تو را به پذيرش آن اجبار خواهم كرد و در صورت مقاومت، گردنت را خواهم زد.
امام (ع) وقتى ديد مأمون دست بردار نيست و بر خلاف پيشنهاد قبلىاش در اين تصميم جدّى است و در صورت خوددارى وى تهديدش را عملى خواهد ساخت، با كراهت پذيرفت و فرمود:
خداوند مرا از اين كه به دست خويش، خودم را به هلاكت بيندازم نهى كرده است. اگر قضيّه چنين است هر كارى دلت مىخواهد انجام ده. «١» جشن ولايتعهدى مأمون پس از وادار كردن امام رضا (ع) به پذيرش وليعهدى، مجلس با شكوهى در ماه رمضان، سال ٢٠١ هجرى «٢» با شركت تمامى شخصيّتهاى كشورى و لشكرى ترتيب داد و مراسم بيعت با امام رضا (ع) به عنوان وليعهدى را در همين مجلس عملى ساخت.
وى، نخست به فرزند خود عباس فرمان داد با آن حضرت بيعت كند؛ سپس تمامى مردم يكى پس از ديگرى به حضرت دست بيعت دادند و از سوى مأمون هدايايى دريافت كردند. تنها سهنفر به نامهاى «عيسى جلودى»، «علىبن ابىعمران» و «ابويونس» تن به بيعت ندادند كه آنها هم از سوى مأمون به زندان افتادند. «٣» مأمون در پايان مراسم از امام (ع) خواست تا براى مردم سخن بگويد. وى توقع داشت حضرت رضا (ع) سخنرانى مفصّلى ايراد نمايد و ضمن آن از مأمون به خاطر اين خدمتى كه در حق او كرده تشكر نموده، او و خلافتش را تأييد كند؛ ولى امام بر خلاف انتظار خليفه،