تاريخ زندگانى امام رضا(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٥٦
د- بهرهبردارى از موقعيت استثنايى امام (ع) به نفع خود مأمون در عين آن كه سعى داشت از امام رضا (ع) به عنوان سپرى براى جلوگيرى از خشم مردم نسبت به عباسيان استفاده كند، مىكوشيد تا انرژى متراكم قدرتمندترين جبهه مخالف را كه مظهرش حضرت على بن موسى (ع) بود در خدمت خود گرفته، پايگاه مردمى نيرومندى براى خود به دست آورد.
او در رؤياى خود چنين آرزويى را در دل مىپروراند كه حكومتش در آينده نزديك از همان موقعيت و جايگاهى برخوردار خواهد شد كه امام (ع) بهرهمند است.
البته آرزوى او بيجا نبود؛ زيرا شخصيّتى را به دستگاه خود جذب مىكرد كه نزد تمامى گروهها و طبقات از احترام و ارج خاصى برخوردار بود؛ چندان كه غيرشيعيان نيز به آن حضرت ارادت ورزيده و حتى گروههايى از اهلسنّت، اهل حديث «١»، مرجئه و زيديّه گرد او را گرفته بر امامت و لزوم پيروى از فرمانش وحدت نظر داشتند. «٢» بسيار اتفاق مىافتاد كه مأمون براى جلوگيرى از عصيان و شورش ناراضيان عليه حكومت خود به امام رضا (ع) متوسل مىشد و از آن حضرت تقاضا مىكرد از پيروان خود بخواهد بر ضدّ او سخن نگويند. به عنوان نمونه:
پس از قتل فضل بن سهل در ميان مردم شايع شد كه اين قتل طبق طرح و نقشه مأمون بوده است. از اين رو، مردم به خيابانها ريخته عليه مأمون تظاهرات كردند و براى محكوم كردن توطئه او به سوى كاخ سلطنتى راه افتادند.
مأمون با شتاب از درِ پشت قصر خارج شد و به خانه امام رضا (ع) كه در نزديكى كاخش بود پناه برد و از آن حضرت براى فرونشاندن خشم مردم استمداد جست،