استكبار ستيزى در قرآن

استكبار ستيزى در قرآن - فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٩٨

پيامها ١- اشراف و سران قوم نوح، پيامبرى آن حضرت را انكار كرده و به توحيد و برپايى قيامت كافر شدند.
٢- بشر بودن نوح (ع) [و ساير پيامبران‌] بهانه و دستاويز كفرپيشگان براى انكار پيامبران بود.
٣- مؤمنان قوم نوح و پيروان او، از توده‌هاى مردم و از طبقات غير مرفه جامعه بودند.
٤- اشرافيت و رفاه، زمينه‌هاى ابتلا به خودبرتربينى و خوى استكبارى است.
٥- اشراف قوم نوح، ايمان توده‌هاى مستضعف را ايمانى سطحى و برخاسته از خوش‌باورى و عدم تفكر مى‌شمردند.
٦- اشراف قوم نوح، آن حضرت را در ادعاى پيامبرى به دروغگويى متهم مى‌كردند.
مخالفانِ دعوت حضرت شعيب (ع) نيز به استهزاى او پرداخته و گفتند:
اى شعيب، آيا نماز تو به تو دستور مى‌دهد كه آنچه را پدران ما مى‌پرستيده‌اند رها كنيم، يا در اموال خود به ميل خود تصرف نكنيم؟ «١»