استكبار ستيزى در قرآن

استكبار ستيزى در قرآن - فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٨١

حضرت على (ع) درباره سيره حضرت سليمان (ع) كه داراى ملك و سلطنت بوده است، مى‌فرمايد:
حضرت سليمان، بامدادان با ثروتمندان و اشراف احوالپرسى مى‌كرد تا اين كه نزد تنگدستان مى‌آمد و با آنان مى‌نشست و اظهار مى‌داشت كه مسكينى هستم با مسكينان. «١» پيامبر اكرم (ص) نيز تا پايان عمر شريفش با فقيران و محرومان به سر برد و پيشنهاد مترفان را مبنى بر كناره‌گيرى از فقيران، نپذيرفت.
پيامها ١- امتناع قوم نوح از ايمان آوردن به وى، به بهانه وجود گروهى به ظاهر محروم، بى‌اعتبار و فاقد پايگاه اجتماعى- اقتصادى در كنار او بود.
٢- پيام حضرت نوح (ع) جاذبه بيشترى براى طبقات محروم جامعه داشت.
٣- گذشته نادرست افراد، مانع از گرايش آنان به صلاح و پذيرش ايمان نيست.
٤- محاسبه اعمال گذشته و نهانى گروندگان به دين، بر عهده خدا است، نه پيامبران.