استكبار ستيزى در قرآن

استكبار ستيزى در قرآن - فرقانی، قدرت الله - الصفحة ١٠٢

بتوانم، ندارم، و توفيق من جز به [يارى‌] خدا نيست. بر او توكل كرده‌ام و به سوى او باز مى‌گردم.» «و اى قوم من، زنهار تا مخالفت شما با من، شما را بدانجا بكشاند كه [بلايى‌] مانند آنچه به قوم نوح يا قوم هود يا قوم صالح رسيد، به شما [نيز] برسد، و قوم لوط از شما چندان دور نيست.» «و از پروردگار خود آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد كه پروردگار من مهربان و دوستدار [بندگان‌] است.» «١» حضرت موسى (ع) هم به ارائه معجزه پرداخت و عصاى خويش را انداخت تا به صورت اژدهايى بزرگ درآمد و نيز دست خود را از لباسش بدر آورد تا روشنى‌بخش مجلس شود.
٤- مرحله واكنش نهايى قوم‌ اين مرحله پس از ارائه ادلّه و معجزات از سوى پيامبران است و مستكبران به لجاجت افتاده و با خيره‌سرى تمام از قبول دعوت پيامبران خوددارى ورزيده‌اند. آنان در اين مرحله، خواستار نزول عذاب شده‌اند و گاه به تمسخر پيامبران پرداخته و نيز آنان را به نابودى تهديد كرده‌اند. و اينك نمونه‌هايى از برخوردهاى مستكبران، پس از ارائه دليل از سوى پيامبران: