استكبار ستيزى در قرآن

استكبار ستيزى در قرآن - فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٦٨

در صفحات قبل بيان شد كه يكى از روشهاى غلبه مستكبران بر توده مردم و به استضعاف كشيدن آنان، تلقين اين مطلب است كه توده مردم بدون تكيه بر ثروتمندان، صاحب منصبان و قدرتمندان قادر به ادامه حيات نيستند. تا آنجا كه فراعنه، خود را خداى مردم در روى زمين و ربّ براى مردم معرفى مى‌كردند.
پيامبران الهى، در برابر اين سيره مستكبران، همواره در پى زدودن جهل و نادانى از مستضعفان و القاى روحيه و اعتماد به نفس و توكل بوده‌اند.
مقارن با ظهور اسلام، مردم از ناحيه قدرتمندان و ثروتمندان فريب خورده بودند و به چيزهايى معتقد بودند كه تصور باطل بودن آنها به ذهنشان خطور نمى‌كرد، تا آنكه پيامبر اكرم (ص) ماهيت قوانين حاكم بر جامعه را آشكار كرد و برترى نداشتن صاحب منصبان بر توده مردم و تساوى سفيد و سياه و قريشى و غير قريشى را به اثبات رساند و مردم باور كردند كه آنان نيز شخصيتى مساوى با شخصيت صاحب‌منصبان اجتماعى دارند.
در عصر ما نيز مستكبران اين پندار نادرست را بر ملتها تحميل كرده‌اند كه شرق بدون تكيه بر غرب نمى‌تواند به حيات خود ادامه دهد. اما امام خمينى (ره) با زدودن اين انديشه از ملت ايران، ثابت كرد كه يك ملت مى‌تواند بر خود تكيه كند و به پيروزى برسد و اين پيروزى وامدار خودباورى و اتكاى به‌