استكبار ستيزى در قرآن

استكبار ستيزى در قرآن - فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٤٦

مفردات‌ ما منعك: چه چيز تو را بازداشت خلقتنى: مرا آفريدى‌ اذ امرتك: زمانى كه دستور دادم من نار: از آتش‌ انَا: من خلقته: او را آفريدى‌ خيرٌ: برترم، بهترم من طين: از گِل‌ خداوند موجودات را به صورتهاى مختلف آفريده و افراد هر صنف را نيز ويژگيهاى فردى در خلقت عطا كرده است.
ولى بايد توجه داشت كه هيچ چيزى جز خدا شرافت و كرامت ذاتى، نفسى و استقلالى ندارد و هر موجودى هر چه دارد، از عنايت و فضل اوست. پس بايد از انتساب كرامتهاى ظاهرى به ذات خود پرهيز كرد و گرفتار توهم خودبينى نشد كه خودبينى، سرِ استكبار است. نخستين مستكبر عالم، ابليس بود كه از همين جا لغزيد. او وقتى مأمور به سجده بر آدم شد، به خلقت خود نگريست و با توجه به خلقت خود از آتش و خلقت آدم از خاك از سجده كردن بر او خوددارى ورزيد، زيرا او آتش را از خاك برتر شمرد و خود را مقدم بر آدم دانست.
يهوديان نيز گاه گرفتار همين توهمات باطل شده‌اند و گمان برده‌اند كه نژادشان از ساير نژادها برتر است. هم اكنون نيز نژادپرستان صهيونيست در سايه همين افكار باطل، دچار استكبار