استكبار ستيزى در قرآن

استكبار ستيزى در قرآن - فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٣٣

گمان نمى‌كنم قيامت برپا شود و [به فرض كه قيامتى باشد] هرگاه به سوى پروردگارم باز گردانده شوم، براى من نزد او پاداشهاى نيكوتر هست.» «١» در بينش مستكبران، همه ارزشها با محك ماديّات سنجيده مى‌شود و يگانه معيار قضاوت، ثروت است كه آمدنش نشان از حقانيت است و با نبودش از هيچ ارزشى خبرى نيست. از اين رو، اعتراض اين گروه به فرماندهى حضرت طالوت آن بود كه ما از او براى رياست و رهبرى شايسته‌تريم و او لياقت اين مقام را ندارد، زيرا از ثروت بى‌بهره است:
از كجا او سزاوار بزرگى و رياست بر ماست، در صورتى كه، ما شايسته‌تر از اوييم و او مال فراوان ندارد؟! «٢» و اعتراض آنان به پيامبران اين بود كه چرا دستبندهاى طلايى ندارند! «٣» از نظر آنان والاترين انسانها، با محكم‌ترين براهين نيز چون گنجينه طلا ندارند، نمى‌توانند در منصب رهبرى و هدايت قرار گيرند.