استكبار ستيزى در قرآن

استكبار ستيزى در قرآن - فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٢٧

نگاهى افكند و بعد چهره درهم كشيد و عجولانه دست به كار شد آنگاه پشت [به حق‌] كرد و تكبر ورزيد و سرانجام گفت:
اين [قرآن‌] جز افسون و سحرى همانند سحرهاى پيشينيان نيست. اين تنها سخن انسان است [نه گفتار خدا]! سامرى نيز نمونه ديگرى از اين گروه بود كه با بدعتهاى خود، دين ساختگى به بشر ارائه كرد و پس از تلاشهاى حضرت موسى (ع)، پيروان وى را به تفرقه و گمراهى دچار ساخت.
پيامها ١- داستان بلعم باعورا، داستانى پرفايده و هشداردهنده به دينداران و عالمان دينى است.
٢- همواره در بين اديان ديگر وليد بن مغيره‌هايى هستند كه خود به حقانيت اسلام ناب پى برده‌اند، امّا مقام و موقعيت و تكبرشان، آنان را به استكبار علمى مى‌كشاند.
٣- انسانها، حتى عالمان هدايت يافته، در خطر پيروى از شيطان و گام نهادن در مسير گمراهى هستند و چه بسا شيطان، وقتى هواى نفس را بر آنان غالب ديد، براى گمراهى آنان- كه گمراهى امّتى را در پى دارد- از هيچ تلاشى دريغ نخواهد كرد.
٤- شيطان عنصرى توانا براى آگاهى يافتن از درون آدمى و انديشه‌هاى او است.