استكبار ستيزى در قرآن

استكبار ستيزى در قرآن - فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٢٣

مفردات‌ كان: بود لا تفرح: شادمانى مغرورانه مكن‌ فبغى عليهم: بر آنان ستم كرد ابتغ: بجوى‌ آتيناه: به او داديم لا تنس: فراموش مكن‌ الكنوز: گنجها (جمع كنز) نصيبك: بهره‌ات را مفاتحه: كليدهايش (جمع مفتاح) احْسِن: نيكويى كن‌ لتنوء: سنگينى مى‌كرد لا تبغ: مجوى‌ العصبة: مردان نيرومند آنان كه با گردآورى ثروت، به آقايى مى‌رسند و قطب اقتصادى مى‌گردند و بر توده مردم تفاخر مى‌كنند و به بغى و فساد، روى مى‌آورند، مستكبران اقتصادى‌اند. قارون نمونه اعلاى اين گروه است. قرآن كريم در آيات فوق، خود برتربينى و تحقير توده مردم توسط قارون را بيان مى‌كند و در ادامه همان آيات متذكر مى‌شود كه قارون در برابر تذكرات قوم، چنين پنداشت كه اين اموال، در سايه علم و انديشه خودش گرد آمده است؛ در صورتى كه خداوند مى‌فرمايد ما بسيارى از كسانى را كه پيش از او و قوى‌تر از او بودند، نابود كرديم. امّا قارون نيز متذكر نشد و خود و اموالش به زمين فرو رفت و هيچ كس نتوانست به كمك او برسد.