عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج4) - شیدائیان، حسین - الصفحة ٢٢٢ - ٤-٧ آرزوى ديدار
بود و از ميان آنها آزادگان دربند رژيم عراق بيشترين اميد و آرزويشان ديدن چهرۀ ملكوتى امام بود. در جمع آزادگان، شوق وصال و ديدار با امام قوتقلبى براى آنان در اسارتگاههاى عراق بود. آنان حتى مخفيانه از روى عشق و اخلاص، با ابزار معمولى و وسائل محدود، هدايايى براى امام تهيه كرده بودند تا هنگام وصال، به مرادشان تقديم نمايند. آزادۀ بيمارى كه در ديار غربت در واپسين لحظات زندگى خود به سر مىبرد، تنها آرزويش را اين چنين براى آقاى ابوترابى بازگو كرد:
بهمحض ورود به حسينيۀ جماران، سلامم را به امام برسانيد. [١]
آزادهاى ديگر با شوقى زايدالوصف مىگفت:
اگر به ملاقات خصوصى امام نائل بيايم، با او صحبت مىكنم تابفهمم آيا سرباز خوبى برايش بودهام يا خير؟ [٢]
پس از پايان يافتن كلاسهاى آموزشى كه با سختى و دور از چشم بعثيان تشكيل مىيافت، مسابقاتى برگزار مىشد و جوايزى براى برندگان مسابقه تعيين مىگرديد. بهترين جايزهاى كه قلب آزادگان را به تپش وامىداشت، وعدۀ ملاقات خصوصى و بوسيدن دست حضرت امام بود كه تمام مشكلات را بر آنان آسان مىكرد. [٣]
آزادگان دربند براى رسيدن به اين آرزو روزشمارى مىكردند، امّا با عروج ملكوتى حضرت امام، حسرت ديدار با ايشان تا ابد بر دل آزادگان نقش بست. مقام معظّم رهبرى در ديدار با اولين آزادگانى كه به ميهن اسلامى
[١] . روايت هجران، ص ٥٥.
[٢] . همان، ص ٧٠.
[٣] . همان، ص ١٢٨.