عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج4) - شیدائیان، حسین - الصفحة ١٧٨ - ١٢-١٣ تأكيد بر بعد معنوى دفاع
ما را چه رسد كه با اين قلمهاى شكسته و بيانهاى نارسا در وصف شهيدان و جانبازان و مفقودان و اسيرانى كه در جهاد فى سبيلاللّه جان خود را فدا كردهاند. . . مطلبى نوشته يا سخنى بگويم و بيان ما عاجز از ترسيم مقام بلندپايۀ عزيزانى است كه براى اعلاى كلمۀ حق و دفاع از اسلام و كشورهاى اسلامى جانبازى نمودهاند. الفاظ و عبارات توان توصيف آنانى را كه از بيت مظلم طبيعت به سوى حقتعالى و رسول اعظمش هجرت نموده و به درگاه مقدسش بار يافتهاند، [ندارد]. [١]
اينجانب هروقت با اين عزيزان معظّم برخورد مىكنم يا وصيتنامۀ انسانساز شهيدى را مىبينم، احساس حقارت و زبونى مىكنم. اينان سند ايمان و تعهدشان را به اسلام در دست دارند. [٢]
و ملت و عالمان دين را به دلجويى از خانوادۀ شهيدان سفارش مىنمود:
بر همه ملت، خصوصاً علماى اعلام، لازم است از بازماندگان شهيدان اسلام ديدن نموده و با عواطف اسلامى خود در خدمت آنان كوشا باشند و از كمكهاى معنوى و عواطف روحى دريغ ننمايند. [٣]
١٢-١٣. تأكيد بر بعد معنوى دفاع
جنگ چهرهاى ظاهرى و چهرهاى باطنى دارد. چهرۀ ظاهرى جنگ، استفاده از ابزارهاى جنگى و حمله و كشتن و كشتهشدن است-كه در هر دو جبهۀ حق و باطل وجود دارد و چهبسا جبهۀ باطل از تجهيزات و نفرات بيشترى برخوردار باشد-، امّا چهرۀ باطنى جنگ، بُعد معنوى و ارزشى آن است كه
[١] . همان، ج ١٩، ص ٤٠.
[٢] . همان، ج ١٦، ص ٤٤.
[٣] . همان، ج ٢٢، ص ٢٨٠.