عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج4) - شیدائیان، حسین - الصفحة ١٩٩ - ٤ اطاعتپذيرى عاشقانه
آنهايى كه در مثل خرمشهر و مثل اهواز و مثل آبادان و اينهاهستند، پافشارى كنند؛ نگذارند از شهر خودشان بيرون بروند. [١]
پس از صدور اين فرمان، بسيارى از مردم شهرها و روستاها و عشاير استان خوزستان در محل زندگى خود باقى ماندند. يكى از پرستاران در بارۀ خانم باردارى كه با وجود وضعيت بد جسمانى به دليل عشقى كه به انجام دستور حضرت امام داشت همچنان در روستا ماند تا از دنيا رخت بربست، مىگويد:
اين زن با اين كه اقوامش روستا را ترك كرده بودند، مانده بود. . . شوهرش مىگفت: هر كارى كرديم او را از روستا خارج كنيم، قبول نكرد، مىگفت: امام خمينى اين اجازه را به ما نداده و ما بايد اينجا را حفظ كنيم. آنقدر ماند تا لحظۀ وضعحملش رسيد و تا آمديم او را به بيمارستان برسانيم، بچّه به دنيا آمد و او از دنيا رفت. [٢]
گاه كه مدت مأموريت نيروهاى مردمى و بسيجى به پايانمىرسيد و احساس مىكردند نظر حضرت امام بر ماندن آنان در جبهه است، از برگشتن به خانه منصرف مىشدند. پيش از عمليّات كربلاى ٤، هنگامى كه نظر حضرت امام را در اينباره جويا شدند، ايشان در پاسخ چنين مرقوم فرمود:
در فرض مذكور بايد در جبهه باشند. [٣]
و هنگامى كه رزمندگان اين پيام را دريافت كردند، فرمان امام را با ميل و رغبت اطاعت كرده، سنگرهاى جبهه را خالى نگذاشتند. يكى از رزمندگان در خاطرات خود مىنويسد:
[١] . صحيفۀ نور، ج ١٣، ص ١٠٨.
[٢] . بالين نور، ص ٢١.
[٣] . صحيفۀ امام، ج ٢٠، ص ١٨٠.