عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج4) - شیدائیان، حسین - الصفحة ٨١ - ١٠ نيرنگشناسى
بود، زيرا استكبار جهانى و رژيم صهيونيستى بهخوبى حساسيت جمهورى اسلامى و حضرت امام خمينى را نسبت به مسألۀ اسرائيل و لبنان مىدانستند.
با اين اقدام، محافل خبرى و مطبوعاتى و افكار سياسى جهان از جنگ عراق و ايران به لبنان توجه پيدا كرد و چه بسا ممكن بود در رزمندگان سستى پديد آيد و نبرد با دشمن بعثى فراموش گردد، امّا هوشيارى منحصر بهفرد امام و موضعگيرى صريح ايشان در بارۀ حملۀ اسرائيل به لبنان، چگونگى پشتيبانى رزمندگان از مردم لبنان و فلسطين را ترسيم، و اين توطئۀ بزرگ را خنثى كرد. [١]امام با محكوم كردن شديد اين اقدام جنايتكارانۀ اسرائيل و سرزنش حاكمان كشورهاى اسلامى، خطاب به ملت رزمندۀ ايران و سلحشوران جبهههاى نبرد فرمود:
ما راهمان اين است كه بايد از راه شكست عراق دنبال لبنان برويم نه مستقلاً. [٢]
ما بنايمان بر اين است كه اول عراق بايد از شر اين مفسدين و از شر اين غاصبين فارغ بشود و بعد از آن انشاءاللّه به قدس [برويم.] [٣]
در ادامۀ همين توطئۀ برنامهريزىشدۀ دشمنان براى دلسرد كردن رزمندگان و توقف عمليّاتهاى كوبنده و سرنوشتساز آنان، رژيم عراق ادعا مىكند كه
[١] . شهيد صياد شيرازى در خاطرات خود مىنويسد: «پس از حملۀ اسرائيل به لبنان، من و فرماندهكل سپاه با نظر مسؤولان مملكتى به سوريه رفتيم و مقدمات استقرار يك گردان از لشگر ٢٧ حضرت رسول سپاه و يك گردان از لشگر ٥٨ ذوالفقار ارتش را فراهم كرديم و پس از استقرار دو گردان، جهت ارائۀ گزارش به ايران آمده و خدمت حضرت امام رسيديم. ايشان فرمودند: اين نيروهايى كه برديد آنجا (سوريه) اگر خون از دماغشان بيايد، من مسؤوليتش را قبول نمىكنم، بگوييد سريع برگردند! . . . بلافاصله با سوريه تماس گرفتيم و گفتيم گردانها سريع آماده شوند و برگردند.» (ناگفتههاى جنگ، احمد دهقان، ص٣١٧) .
[٢] . صحيفۀ نور، ج ١٦، ص ٢١٣.
[٣] . صحيفۀ امام، ج ١٦، ص ٣٩٣.