عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج4) - شیدائیان، حسین - الصفحة ٦٧ - ٥ محبت و صميميت
پدرم (حاج احمدآقا) ديدار داشتند. من رفتم خدمت امام و به ايشان گفتم كه فرماندهان لشكر ١٧ آمدهاند. آيا شما اجازۀ ملاقات مىدهيد؟ امام گفتند: بله. . . بعد از ناهار امام خودشان آمدند دم در منزل و ديدار كوتاهى با فرماندهان انجام دادند. [١]
دلجويى امام از رزمندگان در جمع صميمى و ملاقاتهاى خصوصى جلوهاى ديگر از محبت پدرى مهربان با فرزندان معنوى خود بود. سردار جاويدالاثر حاج احمد متوسليان مىگويد:
هنگامى كه نزد امام بودم، ايشان دستى روى پايم كشيد و با لحنى پدرانه پرسيد: آقاى متوسليان پايت چى شده؟ در جواب گفتم: زخمى شده، بعد هم ساكت شدم. آنوقت امام با مهربانى دستى روى پايم كشيد و گفت: انشاءاللّه خوب مىشوى و شما به دنبال عمليّات مىروى. [٢]
بعد از عمليّات آزادسازى ارتفاعات بازىدراز در غرب كشور، جمعى از «صفشكنان» توفيقِ ديدار با حضرت امام را مىيابند. امام در اين ديدار بچّهها را مورد دلجويى قرار مىدهد و مىبوسد و روز بعد از اين ملاقات در جمع نيروهاى مجروح عمليّات و نيروهاى بسيجى سخنرانى مىكند. [٣]
با آنكه كهولت سن و بيمارى قلبى امام پزشكان معالج ايشان را بر آن داشت تا ملاقاتهاى عمومى ايشان را كاهش دهند، امّا امام با درخواست رزمندگان براى ديدار با ايشان موافقت نمود و بدين ترتيب، تعداد زيادى از رزمندگان هر هفته با امام ملاقات مىكردند. [٤]امام در اين ديدارهاى پرشور كه
[١] . حماسۀ مقاومت، ج ٢، ص ١٢٧.
[٢] . گمشدهاى در افق، رضا پريزاد، ص ١٣٤.
[٣] . وصال، ص ٧٥.
[٤] . در سايۀ آفتاب، ص ١٦٧. (از خاطرات آقاى رحيميان) .