عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج4) - شیدائیان، حسین - الصفحة ٦٦ - ٥ محبت و صميميت
ادامۀ اين واقعه، صحنۀ عجيبترى ديديم؛ وقتى كه برادر جاويدى آرام شد و كنار ما ايستاد، يكدفعه ديديم كه امام با آن قامت مباركشان خم شدند و پيشانى اين بسيجى را بوسيدند. من تا آن موقع يك چنين صحنهاى را در عمرم نديده بودم! [١]
و هر زمان كه دلباختگان «جمالِ جميلش» خواستار ديدارش بودند، با كمال ارادت و محبت پذيراى قدوم آنان بود و هيچگاه از «رُخ نمودن» به دلسوختگان مشتاق ديدارش مضايقه نمىكرد تا چشمان خسته و اشكبار دلاوران جبههها با چهرۀ دلآراى او آرامش يابد. بعد از يكى از مراحل سخت عمليّات كربلاى ٥ كه با آغاز سال نو همراه شده و تمامى ملاقاتهاى امام تعطيل بود، ايشان با تقاضاى ملاقات رزمندگان موافقت مىنمايد:
وقتى كه حضرت امام با درخواست رزمندهها مواجه شدند، با آغوش باز پذيرفتند. اينهمه لطف و محبت نسبت به رزمندهها براى ما هم بسيار تعجبآور بود. [٢]
امام در يكى از اين ديدارها آشكارا علاقۀ خود را به ديدار بارزمندگان بيان مىنمايد و بدين ترتيب، رشتۀ محبتش را با آنان استوارتر مىسازد:
به شما بگويم كه وقتى شماها را مىبينم خوشحال مىشوم. شماچهرههايى هستيد كه آبرو به اسلام و كشور داديد. [٣]
حجةالاسلام حاج سيد حسن خمينى در خاطرات خويش مىگويد:
يكروز فرماندهان لشكر ١٧ [علىبن ابىطالب] به منزل ماآمده بودند و با
[١] . امام و دفاع مقدّس، ص ٤٩.
[٢] . همان، ص ١٣٨. (از خاطرات سردار كوثرى) .
[٣] . صحيفۀ نور، ج ١٩، ص ١١٢.