عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج4) - شیدائیان، حسین - الصفحة ٥٦ - ٢ طمأنينه
ايشان در آن زمان كه اذان ظهر مىگفتند، سر سجادۀ نماز و آمادۀ انجام فريضۀ ظهرند. با همان وضع خود را به جلوى سجادۀ نماز ايشان رساندم. ديدم امام مشغول مقدمات نماز هستند. مرا كه با آن وضع ديدند، فرمودند: چه خبر شده است؟ من سخنان استاندار خوزستان را بازگو كردم و عرض كردم: گوشى تلفن در دست ايشان است و منتظر پاسخ و دستور حضرتعالى هستند.
عكسالعمل امام بهگونهاى بود كه گويى هيچ مطلب غيرمعمولى نشنيده بودند! با همان آرامش و طمأنينۀ هميشگى فرمودند: برويد به ايشان بگوييد جنگ است آقا! جنگ است! همين دو جمله را گفتند و به دنبال گفتن فصول بعدى اقامۀ نماز خود رفتند و سپس هم بدون توجه به اين كه من هنوز ايستادهام، تكبيرةالاحرام گفتند و با طمأنينه نماز ظهر را شروع كردند! [١]
فرماندهان جنگ پس از تلاش بسيار براى شناسايى و بررسى امكانات و تجهيزات و تهيۀ راهكارهاى عمليّاتى و نظامى، باز هم نگرانى خويش را از سرانجام عمليّات پنهان نمىكردند و به «نفس مطمئنه» امام پناه مىجستند. شهيد صياد شيرازى در بارۀ طراحى عمليّات سرنوشتساز فتحالمبين و مشكلات آن از جمله پيشدستى عراق در حمله به مواضع رزمندگان و نقش كارساز طمأنينۀ حضرت امام در اجراى موفقيتآميز اين عمليّات مىگويد:
در قرارگاه عمليّات كربلا برادران ارتش و سپاه به اين نتيجه رسيدند كه ما در اين شرايط سخت، در اين تنگنايى كه واقعاً نمىدانيم چه بايد بكنيم، برويم از فرمانده معظّم خودمان كسب تكليف كنيم كه چكار بايد كرد؟ . . . قرار بر
[١] . پابهپاى آفتاب، ج ٢، ص ١٧٥-١٧٦. (از خاطرات آقاى رسولى محلاتى) .