عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج4) - شیدائیان، حسین - الصفحة ١٩٢ - ٢-١ اظهار عشق در سختترين شرايط
پسربچۀ ١٦ سالهاى را به اورژانس آوردند؛ هنوز از بدن مطهرش دود بلند بود، بدنش را مواد منفجره سوزانده بودند، چهرهاش قابل تشخيص نبود، لبهاى مقدسش آيات قرآن را تلاوت مىكرد و از خداوند خواهان سلامتى امام بود. [١]
مجروحى را آورده بودند كه از هم دريده شده بود، گفتم: دردت شديد است؟ ! گفت: خوشحالم كه به امام درد نمىرسد. [٢]
يكى از خلبانان هلىكوپتر حمل مجروحان در خاطرات خود حالت معنوى يكى از مجروحان را كه به بيمارستان انتقال مىداد، چنين شرح مىدهد:
جراحاتش زياد بود و خون از يك پاى او جريان داشت و من در داخل هلىكوپتر بالاى سر اين مجروح بودم و هر دفعه كه چشمانش را مىبست، قلب من به تپش مىافتاد و فوراً او را بيدار مىكردم و او وقتى چشمانش را باز مىنمود، دستهاى مرا محكم در دستان خود مىگرفت و مىفشرد و تكبير مىگفت و تا موقعى كه به اهواز رسيديم، مرتب اين صحنه را تكرار مىكرد و از عمق جان نام امام را به زبان جارى مىساخت. [٣]
٢-٢-١. پيش از شهادت
عشق به امام آنچنان در روح و كالبد دلاوران عرصۀ پيكار عجينگشته بود كه در آخرين لحظههاى حيات نيز آن را ابراز مىكردند. يكى از روحانيون رزمى - تبليغى قبل از عروج خونينش در خطّ مقدّم شلمچه مىگويد:
امامجان! اى كاش مقدارى از خاك زير نعلين شما را پس ازشهادتم به چهرۀ
[١] . بالين نور، سيد امير معصومى، ص ٢١.
[٢] . سفر به نيستان، ص ٨٤.
[٣] . آتش بر روى برفها، ص ٦٨-٦٩.