ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٠ - پس خدا برگزيد شيعيان
از اعمال ما انجام مىدهد و ما او را استهزاء مىكنيم و بدون علم و آگاهى از منطق اعمالش درباره او قضاوت مىنماييم. ما مسلمانان آفريقاى جنوبى در نمازمان خيلى اطوكشيده و تميز هستيم. عربها، ايرانيان و سياهپوستان مسلمان آمريكا به هيچ وجه با ما قابل مقايسه نيستند. با عربها كه در صف نماز مىايستيد در ركوع اگر جا تنگ باشد نمازگزار بغل دستى براى باز شدن جاى خودش به شما تنه مىزند! (خنده حضار) چهار مذهب اصلى اهل تسنن (حنفى، حنبلى، مالكى و شافعى) بيش از دويست مورد اختلاف در اداى نماز دارند. اما اختلافات خود را ناديده مىگيرند. «شافعى» آمين را بلند مىگويد و ما آهسته. آنها «بسم الله» را بلند مىگويند و ما آهسته. هيچ ايرادى را هم به خود وارد نمىدانيم. من اين آداب را از پدرم ياد گرفتم و او نيز از پدرش. همه مذاهب به يك اندازه معتبرند و مرجع استدلال آنها قرآن و حديث است. با مالكى، شافعى و حنبلى مدارا مىكنيم اما اسم شيعه كه مىآيد حتى ريزترين تفاوتها را درشت مىبينيم؛ چون طورى تربيت شدهايم كه فقط چهار مذهب اصلى اهل سنت را قبول و شيعه را خارجى و مشرك قلمداد نماييم. چرا شيعه را به عنوان پنجمين مذهب نمىپذيريم؟ برادران شيعه از وحدت و يكپارچگى با ما سخن مىگويند. آنها حرفى از شيعه به ميان نمىآورند و روى اسلام كه عامل وحدتبخش است تأكيد مىكنند. ما دست رد به سينه آنها مىزنيم چون شيعه هستند. اين القاى شيطان است. شيطان كمر به تفرقه ما بسته. سنىها نود درصد جمعيت مسلمانان جهان را تشكيل مىدهند. اما از ده درصد بقيه كه شيعه هستند و مىخواهند برادر دينى ما باشند مىترسند! اگر بنا به ترس هم باشد شيعهها به طريق اولى بايد نگران باشند نه ما. كاش از احساس آنها خبر داشتيد. در نماز جمعه از كنار ايرانيان كه رد مىشويد و آنها مىفهمند خارجى هستيد از ديدن شما چنان شاد مىشوند كه اشك از چشمانشان سرازير مىشود. آنها چنين احساسى به من و شما دارند و ما سنّىها دست رد به سينهشان مىزنيم از بيم آنكه مبادا در آنها مستحيل شويم. بحث شيعه و سنى را چه كسى راه انداخته؟ سياستبازها. اگر در جايى از سنىها خطايى سر بزند مىگوييم اين آدم ايمانش ضعيف است. اما كافى است خطايى را از يك شيعه ببينيم، آن وقت حكم به محكوميت ميليونها شيعه مىدهيم. به نيوكاسل رفته بودم و به توصيه يكى از برادران به منزل آقاى دكترى رفتم. هنگام صرف ناهار عكس «بورات» را روى ديوار خانهاش مشاهده كردم. مىدانيد بورات چيست؟ حيوانى شبيه الاغ با صورت زن كه خرافهپرستان معتقدند زاينده نيروى الكتريسيته است! به او گفتم اين ديگر چه عكسى است؟! خالق الكتريسيته خداى يكتاست و الاغى به شكل زن نمىتواند اين نيرو را توليد كند. او از حرفم به شدت مكدّر شد. ايشان سنى است، برادر من بود و هست. تنشهاى سنّى و شيعه نتيجه القائات شياطين براى تفرقه افكنى است.
در ايران خيلى چيزها رنگ و بوى اسلام دارد. همه جا كلام قرآن طنينانداز است. در بحثهايم با ايرانيان راجع به قرآن هيچ گاه كسى مرا تخطئه نكرد. اما با هر عربى كه بحث كردم مرا تخطئه كرد. آنها عرب هستند و قرآن را بايد بهتر از ما بفهمند. اما اين ايرانيان هستند كه روى طول موج قرآن سوارند. فكر و عملشان بر قرآن بنا شده. واقعه طبس را به ياد داريد؟ آمريكاييان مىخواستند گروگانهايشان را آزاد كنند. كشورى با پيشرفتهترين تكنولوژىها نتوانست به ايران ضربه بزند. آنها با هلى كوپترهايشان در صحراى طبس فرود آمدند و خودشان به هم برخورد كردند. كشورى كه سفينه و فضانورد به ماه مىفرستد نتوانست در ايران پياده شود! مردم ايران از حمله آمريكا خبر نداشتند و براى آمريكاييان احتمال تحقّق هدفشان وجود داشت. سفارت آمريكا در تهران را ديدم. ساختمان بزرگى است. كماندوهاى آمريكايى قادر بودند به سادگى وارد سفارت شده و نهايتاً با تلفات اندكى گروگانها را آزاد كنند. طراحى حمله بسيار دقيق بود. اما چه اتفاقى افتاد؟ رسوايى! عقبنشينى! امام خمينى چگونه شرح ماجرا را بيان كرد؟ گفت سبحان الله يا الحمد الله؟ خير. او آيه سوره فيل را براى توصيف شكست فضاحت بار آمريكا بيان مىكند. اين مرد يك كامپيوتر قرآنى است. نام آن هلى كوپترها به خاطر جثه عظيمشان هلىكوپترهاى جامبو است. هواپيماها نيز جامبوجت هستند. «جامبو» از زبان سواحيلى گرفته شده و به معناى فيل است. پس اين هلىكوپترهاى فيلپيكر به ايران حمله كردند و به بيان مبارك امام، مصداق آيه سوره فيل قرار گرفتند.
ما هنوز قرآن را باور نداريم بيشتر مردم همينگونهاند. استفاده اكثر مردم از قرآن، براى سرگرمى يا كسب حالات معنوى هنگام قرائت، يا عزادارى است. كمتر كسى به فرامين الهى توجه مىكند. اميدوارم خداوند، برادران ايرانى ما را پيشتازان هدايت بشريت قرار دهد. در آنها ترس راهى ندارد. خلوصشان را حس مىكنيد. از گفتن مرگ بر آمريكا، واهمهاى ندارند. مرگ بر شوروى (خنده حضار) و مرگ بر اسرائيل هم مىگويند. كدام ملت را به شجاعت ايرانيان سراغ داريد؟ آنها نمىگويند اين «انقلاب ايران» است يا «ما ايرانى هستيم.» تمام كلامشان در اسلام و انقلاب اسلامى خلاصه مىشود. پس چون انقلاب آنها اسلامى است دنيا تحمل نمىكند چون با اسلام مشكل دارد. عرايضم را با ذكر آيه ٥٩ سوره مائده خاتمه مىدهم:
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، هركس از شما از دين خود برگردد، به زودى خدا گروهى [ديگر] را مىآورد كه آنان را دوست مىدارد و آنان [نيز] او را دوست دارند. [اينان] با مؤمنان، فروتن [و] بر كافران سرافرازند. در راه خدا جهاد مىكنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمىترسند. اين فضل خداست. آن را به هر كه بخواهد مىدهد و خدا بخشايشگر داناست.
پىنوشتها:
[١]. سوره محمد (٤٧)، آيه ٣٨.
[٢]. سوره بقره (٢)، آيه ٤٧.
[٣]. انجيل متى، ٤٣: ٢١.