ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٢ - استراتژى انتظار
بودند كه جز با تحقير و شمشير به راه نمىآمدند. امّا حضرت على (ع) هرگز حاضر نشد براى بقاى حكومت خود، از روشهاى خشونتآميز استفاده كند. برخى افراد به ايشان متذكر مىشدند كه:
اهل عراق جز با شمشير به راه نمىآيند![١]
اين ويژگى مردم عراق بود و به همين سبب حكومت كردن بر آنان جز با روش هاى خشونتآميز ممكن نبود، امّا حضرت (ع) هرگز تن به استفاده از اين روشها ندادند. امام صادق (ع) در اينباره مىفرمايند:
حضرت على (ع) همواره به مردم كوفه مىفرمودند: اى مردم كوفه گمان مىكنيد كه نمىدانم چه چيزى شما را به راه مىآورد؟! مىدانم، ولى مايل نيستم براى سر به راه كردن شما، خود را آلوده كنم)[٢]
همچنين آن حضرت خطاب به مردم عراق فرمودهاند:
به خوبى مىدانم آنچه شما را به راه مىآورد، شمشير است. ولى من كسى نيستم كه براى سامان دادن شما، نفسم را آلوده سازم.[٣]
اين بخش ديگرى از منطق دين در فلسفه سياسى است كه حكومت خواهد كرد. امام باقر (ع) در اينباره به يكى از طاغوتهاى بنىعباس مىفرمايد:
دولت شما پيش از دولت ماست و سلطنت شما پيش از سلطنت ما. سلطنت شما شديد و سخت است و هيچ گشايشى در آن وجود ندارد.[٤]
بدون ترديد هنگام ظهور حضرت، نبردهاى بزرگى اتفاق مىافتد، اما اين نبردها براى تحميل و در جهت نظريه اقتدار اجتماعى نيست. به بيان ديگر اقتدار اجتماعى به نبرد براى تحميل حكومت منجر نمىشود. از جمله اشكالاتى كه بر نظريه «جنگ براى تحميل» وارد است، اين است كه نمىتواند پديده «غيبت» را تحليل كند. اگر بناست كه براى حاكميت امام زمان (ع) نبردهاى تحميلكننده انجام شود، ديگر نيازى به اين غيبت طولانى نمىبود.
همچنين اين نظريه با روايات معصومين (ع) و تحليلهاى عقلانى، كه پيششرط ظهور حضرت مهدى (ع) را «آمادگى اجتماعى» مىدانند، در تضاد است. اگر ظهور نيازمند آمادگى اجتماعى است، «جنگ براى تحميل» معنايى نخواهد داشت؟
اما مهمتر از همه اينكه برخى از رواياتى كه به موضوع نبردهاى پس از ظهور پرداختهاند، تأكيد كردهاند كه هدف اين نبردها، منافقان و معاندان هستند. از همين رو عموم مردم در صف مقابل قرار مىگيرند. نظريه جنگ براى تحميل با اين دسته از روايات هم ناسازگار است.
در فلسفه سياسى اسلام حتى منافق تا وقتى يك شهروند باشد، در امان است و تنها زمانى كه بخواهد مانع استقرار دولت مهدوى شود، با او ستيز خواهد شد. به همين سبب، شمشير حضرت مهدى (ع) شمشير تحميل حكومت به مردم نيست، بلكه شمشير مبارزه با كسانى است كه در برابر خواست عمومى بشر براى تحقق عدالت صفآرايى مىكنند. ميان اين دو تفاوت وجود دارد. گاهى يك نفر يا يك گروه با تكيه بر سر نيزه حاكميت خود را به مردم تحميل مىكند و گاهى جامعهاى به پا مىخيزد و عليه ستم قيام مىكند ولى زورگويان در برابر آنان مقاومت مىكنند و به همين سبب مردم نيز با آنان مىجنگند. نمونه بارز آن در انقلاب اسلامى ايران اتفاق افتاد.
حضرت امام خمينى (ره) و ياران او مبارزه كردند و شهداى زيادى تقديم انقلاب كردند. سؤال اين است كه اين جنگ و كشتار به چه سبب بود؟ آيا به زور سرنيزه به مردم مىگفتند كه بايد انقلاب كنيد و نبرد اينگونه آغاز شد؟ يا اينكه قيام كردند تا حكومت اسلامى تشكيل دهند، ولى صاحبان زر و زور و تزوير در برابر اين خواست عمومى ايستادند و مردم هم تا اندازهاى كه لازم بود با آنان درگير شدند؟
داستان نبردهاى ظهور نيز همين گونه است. دولت امامت، هيچگاه خود را با خشونت و تهديد بر مردم تحميل نكرده است. خانهنشينى حضرت على (ع) و انزواى معصومان (ع) دليل روشن اين حقيقت است. ستيز امام زمان (ع) نيز با كسانى است كه در برابر اين حركت حق (كه خواست عمومى است) سد ايجاد مىكنند.
بنابراين ديدگاه جنگ براى تحميل نمىتواند تحليلكننده درگيرىهاى زمان ظهور باشد و نظريه اقتدار اجتماعى و شرط قدرت نيز به اين معنا نيست كه اگر جامعه، حكومت حضرت مهدى (ع) را نپذيرد و در برابر آن بايستد، بايد با تك تك آنان جنگنيد. بلكه بر عكس، نظريه شرط قدرت معتقد است كه در چنين جامعهاى امكان تشكيل حكومت حضرت و تحقق اهداف آن- كه هدايت مردم است- وجود ندارد و لذا حضرت نيز نسبت به آن اقدام نمىكند.
استراتژى انتظار
اكنون به راحتى مىتوان درباره راهبرد انتظار سخن گفت و ميان ديدگاههاى مختلف داورى كرد. درباره انتظار راهبردهاى متفاوتى وجود دارد. يك راهبرد معتقد است فراگيرى و جهانشمولى فساد پيششرط ظهور است. دليل آنان روايات فراوانى است كه درباره جهان پيش از ظهور، از تعبير «كما ملئت ظلماً و جوراً» استفاده كردهاند.[٥]
اين نظريه تأثير مستقيمى بر راهبرد انتظار و تعيين وظايف منتظران دارد. انگارهاى كه از دل نظريه فوق در باب انتظار بيرون مىآيد، «نفى امر به معروف و نهى از منكر و تعطيلى هر گونه حركت اصلاح طلبى» است.
گروهى از كسانى كه پيش شرط ظهور را فراگيرى فساد مىدانند، بر اين باورند كه نبايد جلوى فساد را گرفت. از ديدگاه اينان، هر گونه مانعتراشى در راه ايجاد فساد و منكرات، به تأخير در ظهور مىانجامد.[٦]
كسانى كه اين انگاره را پذيرفتهاند، بر اين باورند كه چون