ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - ٢- ١ جمع بين اعتقاد به تقدير علمى و عينى خداوند با زمينه سازى
تفكر اشعرى با رويكرد جبرگرايانه بيشتر از معتزلى بين عامه مردم شايع و در سطوح فرهنگ راه يافته است.
در زندگى معمولى- هم در ساحت فردى و هم اجتماعى و هم كلان- كه افراد و سياستمداران از جنبه فاعليّت تامّ الهى و تقدير علمى و عينى جهان توسط خداوند، غفلت دارند به راحتى برنامهريزى و تدابير كوچك و بزرگ براى فرد و جامعه شكل مىگيرد. اما مشكل پروژه استراتژى براى ظهور اين است كه لنگه ديگرش بر همان بعد مغفول تكيه دارد و مىخواهد به تقدير علمى و عينى جهان و فاعليّت تامّ الهى توجه داده، مبتنى بر آن- كه در اخبار غيبى انعكاس يافته- دست به برنامهريزى براى فردا و خلق استراتژى براى ظهور برند. اگر بگوييم همين نقش عمدهاى در عدم استفاده استراتژيك از اخبار آخرالزمان داشته است اغراق نكردهايم. چون چنين جايگاهى براى استراتژىسازى براى ظهور موجب مىشود بحث از قضا و قدر و اختيار از حاشيه به متن بيايد و كاربران را وارد چالش نمايد. صورت كلامى- فلسفى دادن به اين چالش به طور خلاصه اين چنين است:
در خلق استراتژىها براى فردا بر اساس اخبار غيبى به دنبال چه هستيم؟
لابد دنبال آماده شدن براى يارى حق و جلوگيرى از دشمنان در دشمنى و مانند آن هستيم. اين از دو حال خارج نيست: يا موفق مىشويم يا نمىشويم و هر دو باطل است. بدين بيان، جلوه موفقيت، به عقب افتادن ظهور است چون اتفاق دجال و فتنهاش بايد بيفتد ... به عقب افتادن ظهور هم نقض غرض ماست چون منظور از استراتژىها و زمينهسازىها،
جلو انداختن ظهور بود نه تأخير آن اما اگر موفق نشويم يعنى علىرغم برنامهريزى و تلاش، نتيجه همان بشود و آن فتنه بيايد و تخريبهايش را به بار نهد، در اين صورت كار عبث انجام دادهايم. فكر و عمل و سرمايههاى بسيارى را بدون نتيجه هزينه كردهايم پس استراتژى سازى مبتنى بر اخبار غيبى- كه حاكى از تقدير الهى است- يا به نقض غرض، يا به لغو و عبث مىانجامد. اين برداشتى غلط از سنت تقدير الهى و زمينه سازى انسانى است واقعاً مىتوان موفق شد و هيچ نقض غرضى هم رخ ندهد، بلكه ظهور- كماًو كيفاً- جلو افتد.
بدين بيان:
الف- برنامهريزى و تدابير انسانى از سوى دوست و دشمن به مثابه ماده (به معناى فلسفى) براى پذيرش صورت (قضاى الهى) از جانب خداوند است.
صورت، همان ظهور و مواجهه نهايى حق و باطل و فرجام خاصّ آن است كه انشاء الهى است. ماده يعنى برآينده همه تلاشهاى خوبان و بدان كه ظرف و محلّ پذيرش اين صورت و موضوع فاعليّت تامّ الهى است.
ب- اعتقاد به بداء الهى، يعنى امكان تغيير در كمّ و كيف ظهور
بدين معنا، وقت و زمانى كه در لوح محو و اثبات براى ظهور مقرّر شده قابل تغيير و عقب و جلو افتادن است. غير از وقت، موقعيت جناح حق و باطل، ميزان قدرت يارى و دشمنى نيز لايتغير نيست و قابليت و ضعف دارد. از اين رو دو نتيجه مهم در فرازهاى بعد به دست مىآيد.
ج- يك سويه زمينه سازى، پيرامون يارى امام (ع) است. در اين سويه، فعاليت ما- كه به مثابه ماده ظهور است- لااقل مىتواند منجر به تعجيل ظهور، يعنى بداء در كمّ ظهور گردد. افاضه صورت ظهور از سوى خداوند نيازمند پيدايش نصابى از يارى و محافظت در خوبان است. اگر آن نصاب زودتر حاصل شود، از اين حيث ظهور تسريع مىشود و اگر نه به تأخير مىافتد. در واقعيت عينى نيز مىدانيم ظهور موسى بن عمران براى نجات بنى اسراييل به خاطر تلاش آنها ٤٠٠ سال تعجيل شد و فرج آل محمد (ص) تاكنون چند بار به تأخير افتاده است.
اسحاق بن عمار از امامصادق (ع) روايت مىكند كه: «اين امر وقت معينى داشت و آن سال ١٤٠ بود اما شما افشا كرديد و خداوند آن را به تأخير انداخت».[١] از اين رو خلق استراتژى براى تأمين نصاب (هر چه باشد) يك تكليف منتظران است. پس آنچه به ترتيب عمومى شيعه و درنتيجه زودتر حاضر شدن افراد اصلى و كليدى- كه به عدد لشكريان بدرند- و هم كارهايى كه به تسريع تشكيل پرچمهاى هدايت و يارى در يمن و ... شود (اگر نصاب ظهور باشد) مىتواند باعث تعجيل ظهور گردد.
د- سويه ديگر زمينهسازى، شناسايى و آمادگى در مقابله با فتنه دشمنان امام عصر (ع) است كه اين هم با لازمه ديگر بداء جفت مىشود. از ديگر لوازم بداء اين بود كه قدرت بالفعل دشمن در حين ظهور نيز قابل تغيير است. مثلًا سفيانى، يك قدر معين و غير قابل تغيير از قدرت مخاصمه با حضرت حجت (عج) ندارد.
آمادگى قبلى و تهيّأ ياران مىتواند از اين قدرت بكاهد و كمى تهيّأ آنها (علىرغم تأمين نصاب و بالتبع رخ دادن ظهور) مىتواند مشتقهاى بيشترى براى جنود حق در حين ظهور و پس از آن داشته باشد.
فرق بين اين مطلب با فراز قبل اين است كه حدى خاص از دشمنى و جحود، و هم دوستى و خلوص نصاب رخ دادن ظهور در تقدير الهى است. اينجا بداء در وقت ظهور (كمّ ظهور) قابل تصور است. علم تفصيلى به ميزان و بهويژه به مصداق اين نصاب آنقدر كه به تعيين وقت ظهور بينجامد، در دست ما نيست از اينرو، تعيين وقت (توقيت) و برنامهريزى براى ظهور در وقت معين صورت نمىپذيرد و ممنوع شده است.
اما غير از نصاب در ماده (دوست و دشمن) براى پذيرش نشئه ظهور، كمال و نقصى بالاتر از حدّ نصاب هم تصور دارد. از ديگر لوازم بداء، تغيير در اين كيفيت است. براى مثال خروج