ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - استعمار و فرقه سازى ها در اسلام
مىكنيم و گاهى هم صحبت از فرقه فاسقين است. جنس صحبتهاى آن حضرت به نحوى بود كه از طرفى راه معين بود و همگان مىدانستند كه از كدام مسير بايد بروند و از سوى ديگر اين مسير تعيين شده سنخيتى با مطامع مادى نداشت و آنها كه اهل استفادههاى مادى بودند خواستههايشان از اين طريق تأمين نمىشد. در راه تعريف شده ايشان افراد بايد دنبال معنويت باشند كه ضمن آن از ماديات در حدّ تعديل شده استفاده مىكردند. اين افراد پس از پيامبر (ص) دنبال كارهاى خود رفتند و شروع كردند به فرقهسازى. اينها هم در ماجراى رحلت حضرت و پس از آن عملًا بر تمام وحىها پا گذاشتند. صحبتهاى پيامبر (ص) يا وحى قرآنى بود، يا وحى غير قرآنى ولى به هر حال هرچه مىفرمودند و از دو لب مباركشان خارج مىشد وحى بود:
ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى[١]؛
و از سر هوس سخن نمىگويد اين سخن بجز وحيى كه وحى مىشود نيست.
اينان همه اين مطالب را منكر شده و سليقههاى شخصى خودشان را وارد نمودند. از اينجا بين مسلمانان اسمى و حقيقى جدايى افتاد. فرقههايى كه از اين پس ساخته مىشد عموماً شخصى بود و عدهاى كه دنبال رسيدن به مقام و منصب بودند فرقهسازى مىكردند ولى فرقههايى كه امروزه به وجود مىآيند علاوه بر آن جنبه سياسى هم دارد.
ممالك و حكومتهايى هستند كه مىبينند اسلام مانعى جدى در برابر خواستههاى آنان است و براى شكستن اين سد اقدام به فرقه سازىهايى مىكنند كه با برنامه ريزى بتوانند بر تمام ملتها مسلط شوند. براى نمونه اگر مسيحيت در اسلام فرقهسازى نكند خودش نمىتواند دوام بياورد، چون اساساً مسيحيت مرام ذلت و بدبختى است. در تمام چهار انجيل كه همگى تحريف شده هستند اين مطلب را به وضوح مىتوان مشاهده كرد. در انجيل لوقا و همچنين متى آمده كه اگر كسى به سمت راست شما سيلى زد شما طرف چپ خود را هم بگيريد تا به آن سيلى بزند، يا اگر كسى عبايتان را گرفت شما قباى خود را هم به او بدهيد. اينها همهاش درس ذلت است تا كسى نتواند نفس بكشد و اگر زمانى مردم خواستند قيام كنند همين ديندارى و تدينشان آنها را از اين تصميم منصرف كرده، و سر جايشان بنشاند. در مقابل، دستور اسلام اصلًا اين طور نيست. اسلام مى گويد نه ظلم كن نه زير بار ظلم برو. در برابر دشمنان اسلام هم همواره آمادگى داشته باشيد و آنها را بترسانيد:.
وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ[٢]
طبيعى است كه آنها براى رويارويى با اين فرهنگ اقدام به فرقهسازى كنند به خصوص كه مىبينند تنها گروهى كه به طور جدى در مقابل آنان ايستادگى مىكنند شيعيان اثنى عشرى هستند. كسانى كه در دورههاى اخير فرقهسازى مىكنند تنها غرضشان اين است و هدف ديگرى ندارند.
آيا دسته بندى مشخصى مىتوان براى فرقهها در عصر حاضر ميان مسلمانان داشت؟
در يك دسته بندى كلى همه آنان در مقابل تشيع اثنى عشرى قرار دارند؛ چون شيعه خود را مقيد به قرآن كريم و احاديث و روايات صحيح و پيروى از ائمه (ع) مىداند و حاضر نيست سر تعظيم در برابر هيچ شخص يا گروهى فرود آورند. آنها به دنبال اين هستند كه فرهنگ تشيع را از بين ببرند. از منظر ديگر آنان اولًا تصوف را درست كردند كه نه تشيع را قبول دارد نه تسنن را و در مقابل تشيع امام و ولىاى را براى خود مىتراشد. در كنار آنان شيخى مسلكها، بهاييان و بابىها نيز خود را امام زمان خواندند. فرقههايى كه در اين دو قرن ساخته شدهاند همگى ضدّ امام عصر (ع) هستند و مىخواهند مردم را نسبت به آن حضرت بىعلاقه سازند و از ايشان جدا كنند. در صورت موفقيت در هر كدام از اين