ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - مثلث مقدس
منطقه مستقر هستند براى دشمنى آنها كافى است. همه توانايىها و پتانسيلهاى موجود در اقوام ساكن در اين منطقه است كه استكبار جهانى را وا مىدارد بىوقفه به اين منطقه حمله كند. و اين حمله دائمى و پر شتاب و چند وجهى را داشته باشد. اين حمله، دائمى، با شتاب، رو به تزايد و چند وجهى است. تنها حمله نظامى نيست، بلكه نظامى، سياسى، اقتصادى و فرهنگى است.
وقتى به سابقه رويارويى استكبار با شرق اسلامى برمىگرديم، سابقه اين مبارزه چند وجهى را مىتوان ديد. عوامالناس ممكن است تنها مجادله نظامى را دريابند. جمعيت متوسط، مجادله نظامى، اقتصادى را درمىيابد. فرهيختگان رويارويى فرهنگى، سياسى، اقتصادى، نظامى را درك مىكنند و خواص رويارويى اقتصادى، سياسى، نظامى و فرهنگى و اعتقادى را.
اين چهارمى لطيف و مخصوص خواص است، مخصوص عوام نيست. به عبارت ديگر اينها لايههاى رويارويىاند. عوام فقط يك رويه نظامى را درك مىكنند. رويههاى مختلف را نمىتوانند بررسى كنند. امّا اين رويارويى، پر شتاب، پر سابقه، رو به تزايد و چند وجهى است. تنها يك وجه آن سياسى است. هر بار كه استكبار اهرمى را در بعد سياسى، نظامى، اقتصادى يافته همان را فشار داده و در اوّلين فرصت، هر مجراى ديگرى را دريابد استفاده مىكند.
مردمى كه در اين منطقه زندگى مىكنند سابقه طولانى مبارزه و برخورد با استكبار داشتهاند. به ميزانى كه دنياى استكبار و يهود از سابقه رويارويى دنياى اسلام با دنياى استكبار خبر دارد، متأسفانه مسلمانان به آن ميزان از اين سوابق مطلع نيستند. امّا غرب هميشه هوشيارانه اين سوابق را مطالعه كرده و نكته جالب توجه اينكه وقتى اين سوابق را بررسى مىكنيم مىبينيم: «هميشه پيروزى و برترى با جهان اسلام بوده است.» گرچه فراز و نشيبها در ميدان نبرد و عرصه رويارويى زياد بوده، امّا در نهايت تفوّق و چيرگى با دنياى شرق بوده است و همواره هزيمت و شكست سهم غرب.
استقرار مسلمانان در اين منطقه به دليل حساسيت ويژه خاورميانه كافى است تا دول استكبارى هيچگاه دست از خاورميانه بر ندارند و هميشه براى تسلط بر اين منطقه تمايل داشته باشند.
مطلب شايان توجه ديگر اينكه، همانطور كه اسلام طى ١٢٠٠ سال گذشته منشأ تحوّلات مهمى در جهان بوده، دوره جديدى هم آغاز شده كه دوباره، اسلام در آن منشأ تحول شده است.
در تاريخ، ظهور و بعثت حضرت نبى اكرم (ص) يك نقطه عطف مهم است. بعد از بعثت حضرت هم چندين حادثه اتفاق افتاده كه نقاط عطف در تاريخ بشر به حساب مىآيد. اينكه آيا اين وقايع مرضى رضاى خدا بوده؟ مورد بحث ما نيست. هر چه بوده رنگى از اسلاميت داشته كه باعث تحول شده. از جمله اين وقايع ورود مسلمانان به اروپا و به وجود آمدن تمدن اسلامى در دل اروپاى وحشى بوده است.
ورود مسلمانان از طريق جبل الطارق توسط «طارق بن زياد» و ظهور تمدن در اندلس كه حتّى مرزهاى فرانسه را در بر گرفته بود حائز اهميت است. وقتى مسلمانان وارد اروپا مىشوند تحولات بزرگى در آنجا حادث مىشود. اين تحولات فرهنگى، سياسى، اقتصادى و اجتماعى بود و فقط براى تصرّف خاك حادث نشده بود كه كارى به مرام و آيين آنجا نداشته باشد، بلكه مسلمانان تحولات فرهنگى ايجاد كردند. آنها يك نمونه مثال زدنى در اروپا ساختند. در زمانى كه اروپا گرفتار مبتذلترين صورت حيات بود، مسلمانان در اين منطقه خاصّ زيباترين مدنيتى را ايجاد كردند كه رنگ و بوى تمدن والاى اسلامى داشت. همين نقطه عطف نيز باعث حسدورزى اروپا و جدال آنها با مسلمانان شده بود.
نتيجه اين نقطه عطف اين شد كه در اثر رويارويى و درگيرى طولانى مدت غرب با مسلمانان، خود غرب هم متحوّل شد.
چند عامل براى متحول شدن غرب ذكر مىشود. تحولاتى كه منجر به گذر غرب از قرون وسطى و ورود به قرون جديد شده است. يكى كشف آمريكا و ديگرى فتح اندلس است.
بنابراين، فتح اندلس توسط مسلمانان، يك نقطه عطف در تاريخ است. زمانى كه مجدداً اندلس از مسلمانان پس گرفته شد، نقطه عطف ديگرى شكل گرفت. وقتى مسلمانان در اندلس مستقر شدند، فرهنگ و تمدن خود را در آنجا جارى كردند. اين فرهنگ را در ابنيه، معمارى و شهرسازى آنجا مىتوان ديد.
امّا وقتى كه اندلس دوباره در اختيار مسيحيان قرار گرفت، نقطه عطف ديگرى شكل مىگيرد، زيرا فتح اندلس باعث مىشود تحولات جديدى در اروپا صورت بگيرد و اروپا از قرون وسطى بگذرد و به قرون جديد برسد و تاريخ چهارصد سال اخير اروپا شكل بگيرد.
علاوه بر فتح اندلس، كشف امريكا را عامل تحولات در قرون جديد مىدانند.