ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - استعمار و فرقه سازى ها در اسلام
به دنبال جذب افراد هستند.
در پايان اگر مطلبى مانده كه بيان نشده بفرماييد.
درباره فرقهها كه مطلب بسيار است و نياز به زمان بيشترى دارد ولى چند نكته هست كه در انتهاى عرايضم بايد يادآور شوم؛ علاوه بر ضرورت اطلاعرسانى متناسب با شرايط روز، بايد توجه داشته باشيم كه عده زيادى از افراد هستند كه خودشان مستبصر شده و به تشيع گرويدهاند ولى هيچ حمايتى از اينان نمىشود. ما اگر ابزارها و راهكارهاى مناسب براى اين حمايت داشته باشيم هم بر تعداد اينان افزوده مىشود، و هم مشكلات اين عزيزان كمتر مىگردد. در صدر اسلام در مسجد النبى (ص) سكويى وجود داشت كه افراد بىخانمان براى سكونت و استراحت از آن فضا استفاده مىكردند. ما حتى همچنين سكويى را براى اينان تعبيه نكردهايم. حداقل در هر شهرى دو، سه آپارتمان را براى اين افراد كه از بهاييت و تصوف و ... بر مىگردند بايد در نظر گرفت كه احساس امنيت كنند و كمتر لطمه ببينند. اگر اين دست حمايتها را نداشته باشيم هم از تعداد گروندگان و بازگشتكنندهها به تشيع كم مىشود و هم همينها پشيمان شده، به ناچار به همان حالت سابق خود رجوع مىكنند. اين افراد وقتى به تشيع مىگروند در ميان قوم و قبيله و خويشان و دوستان خود از تمام حقوق طبيعى و قانونى خود محروم مىشوند و در بسيارى از موارد محكوم به مرگ؛ از همينرو به طور جدى نيازمند حمايتهاى ما هستند كه اين حمايت هم تنها از عهده دولت بر مىآيد.
مطلب بعدى اينكه بيشتر عقايد «شيخيه» در كتابهاى شرح القصيده، شرح الزيارة و همچنين جوامع الكلم طرح شده است. اگر اعتقادات آنان را درباره خدا، معاد، معراج و امام زمان (ع) همانگونه كه خودشان بيان كردهاند بى هيچ اضافهاى و به خوبى براى مردم حلاجى كنيم مطمئناً افراد كمترى به آنان خواهند گرويد. مثلًا اينها درباره امام زمان (ع) معتقدند كه ايشان در عالم هورقليا زندگى مىكند و هيچ دخل و تصرف و حضورى در اين عالم ندارند!! يا مثلًا بابىها و بهايىها مىگويند الآن دوران اسلام سپرى شده است. تشيع قابليت پاسخگويى به تمام شبهات را دارد؛ ما كم كارى مىكنيم و آنقدر كه شايسته و لازم است اطلاع رسانى به خودىها و ديگران نمىكنيم.
و بالاخره اينكه افرادى هستند كه كار آنها فرقهسازى است و اگر جلوى آنان گرفته نشود فرقهاى به ديگر فرق اضافه مىكنند. بايد در نظر داشته باشيم بهترين راه مقابله با اين افراد اين است كه ما مبلغينى را تربيت كنيم كه آنان توانايى ارشاد و روشنگرى مردم را داشته باشند. چه مانعى دارد كه لابلاى كلاسهايى كه در مساجد داريم مبلغى بيايد نمازگزارانى را كه بيست سال است به مسجد مىآيند با عقايد تشيع آشنا كند؟ تكرار مكررات مردم را از مساجد زده و فرارى مىكند و در مقابل اگر فرد پاسخ سؤالات و نيازهايش را در مسجد بگيرد ديگر برنامههايش را يا تعطيل مىكند و يا در صورت امكان آنها را با برنامههاى مسجد تنظيم مىنمايد. چه اشكالى دارد كه هر سخنران پيش از طرح مطالب تاريخى و اخلاقى خود ده دقيقه را به پاسخ به شبهات اختصاص دهد و مردم را مطلع و فهميده بار بياورد. به نظر بنده اين بهترين راه تبليغ است.
با تشكر از شما كه در اين گفتوگو شركت كرديد. اميدواريم كه در فرصتهاى آتى بتوانيم درباره موضوع فرقهها و نقش استعمار در توليد و استمرار فعاليتهاى آنان از مطالعات عميق شما بيشتر استفاده كنيم. ان شاءالله.
...
پىنوشتها:
[١]. كلينى، كافى، ج ٨، ص ٢٢٤.
[٢]. سوره نجم (٥٣)، آيات ٣ و ٤.
[٣]. سوره انفال (٨)، آيه ٦٠