ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - دعا كليد ظهور
«همانا دعا، قضا را برمىگرداند و آن را از هم وامىتابد؛ چنانچه رشتههاى نخ اگر چه به سختى تابيده شده باشد از هم باز شود.»[١]
كمتر كسى است كه در امور شخصى به ويژه در تنگنا و هنگام مواجه شدن با مشكلات و سختىهاى زندگى، دست به دعا بلند نكند و با راز و نياز، نذر و توسّل به اولياى الهى از درگاه حضرت احديّت، گشايش در امور خود را طلب نكند.
نكته مهم اين است كه ما معمولًا در حوائج فردى خويش بر دعا الحاح و اصرار مىورزيم و تا استجابت كامل آن، دست از طلب و درخواست برنمىداريم؛ ولى به مسئله و امر مهمّ دعا براى تعجيل ظهور امام عصر (عج) آن گونه كه بايد و شايسته است اهتمام نمىورزيم. غافل از آنكه اين دعا زيباترين آرزو و بهترين دعاهاست؛ زيرا خير و سعادت دنيا و آخرت ما و همه انسانها و نيز گشايش در امور مادّى و معنوى جهانيان، وابسته به امر ظهور امام عصر (عج) است. به همين جهت است كه ائمه اطهار (ع) ما را به اين امر حياتى و به اهميّت دعوت نمودهاند و حضرت ولىعصر (عج) نيز در توقيعى كه براى اسحاق بن يعقوب فرستادهاند، تأكيد فرمودهاند:
براى تعجيل در فرج و ظهور من بسار دعا كنيد كه همانا فرج من، فرج و گشايش خود شماست.[٢]
همچنين آن حضرت در توقيع شريف خطاب به شيخ مفيد (ره) مىفرمايند:
اگر شيعيان ما- كه خداوند متعال ايشان را به اطاعت خويش موفّق بدارد- با دلهاى متّحد و يكپارچه بر وفاى به عهد و پيمان خويش اجتماع مىكردند، ملاقات ما از آنها به تأخير نمىافتاد و سعادت ديدار و مشاهده با معرفت براى آنها به زودى حاصل مىشد و زودتر از اين به ديدار ما نايل مىشدند.[٣]
امام صادق (ع) درباره نقش دعا در تعجيل فرج و براى تشويق شيعيان به اين امر حياتى و مهم فرمودند:
... وقتى عذاب و سختى بر بنىاسرائيل طولانى شد. چهل روز به درگاه خدا گريه و ناله كردند. خداوند متعال به موسى و هارون (ع) وحى فرمود: كه آنها را از دست فرعون نجات دهند و اين در حالى بود كه از چهارصد سال (عذاب)، صد و هفتاد سال باقى مانده بود و خداوند متعال به واسطه دعاى بنىاسرائيل از آن صد و هفتاد سال صرفنظر نمود.
آنگاه امام صادق (ع) فرمودند:
همچنين شما (شيعيان) اگر اين عمل (يعنى گريه و دعا كردن براى تعجيل فرج) را انجام دهيد، خداوند قطعاً فرج و گشايش ما را مىرساند و اگر انجام ندهيد (و دست روى دست بگذاريد و بىتفاوت بمايند) اين امر به نهايت خود مىرسد.[٤]
مؤلّف كتاب شريف مكيال المكارم با استناد به اين روايت مىگويد:
آنچه از روايات به دست مىآيد ظاهراً اين است كه وقت ظهور امام عصر (عج) از امور بَدائيّه است كه امكان پس و پيش افتادنش هست.[٥]
يعنى مىتوان با دعا نمودن، فرج و ظهور امام عصر (عج) را جلو انداخت و تشويق ائمّه اطهار (ع) به دعا نمودن براى تعجيل ظهور، بيانگر آن است كه حصول فرج و فرارسيدن دوران ظهور، داراى يك زمان صددرصد تعيين شده و تغيير ناپذير نيست و اگر مردم به مسئله غيبت امام زمانشان و طولانى شدن اين امر بىتوجّهى نموده و با دلهاى متّحد و يكپارچه، فرج آن حضرت را از خداوند متعال نخواهند، خداوند ظهور آن بزرگوار را تا انتهايى كه براى دوران غيبت در نظر گرفته است- و ما از آن اطّلاعى نداريم- به تعويق خواهد انداخت و البتّه اين نهايت نيز ممكن است هر لحظه فرا برسد.
مؤلّف مكيال المكارم مىنويسد:
در زمان حضرت ادريسِ پيامبر (ع) نيز وقتى آن حضرت مورد حمله حكومت طغيانگر زمان خويش قرار گرفت، از ميان مردم غايب گرديد. در دوران غيبت او، پيروانش كه در نهايت سختى و شدّت قرار داشتند، تصميم گرفتند در برابر خداوند توبه نمايند. اين بازگشت و پشيمانى واقعى باعث شد كه خداوند، دوران غيبت او را پايان بخشد. حضرت ادريس (ع) ظاهر شد و حاكم ستمگر در برابر او به ذلّت و خوارى افتاد.
همچنين است اگر مردم در زمان غيبت، به صورت دستهجمعى توبه نموده و قصد يارى امام عصر (عج) را نمايند، اميد است كه خداوند طومار غيبت را در هم پيچيده و آن بزرگوار را ظاهر نمايد.[٦]
حضرت امام حسن مجتبى (ع) در عالم خواب يا مكاشفه به مرحوم آيتالله ميرزا محمّدباقر فقيه ايمانى فرمودند:
در منبرها به مردم بگوييد و به آنان دستور دهيد توبه كنند و براى تعجيل ظهور حضرت حجّت (ع) دعا نمايند. دعا براى آمدن آن حضرت، مانند نماز ميّت نيست كه واجب كفايى باشد و با انجام دادن عدّهاى از ديگران ساقط شود؛ بلكه مانند نمازهاى پنجگانه است كه بر هر فرد بالغ واجب است براى ظهور آن حضرت دعا كند.[٧]
مرحوم فقيه ايمانى در كتاب خود مىنويسد:
... و نيز از بسيارى از اخبار و فقرات ادعيه و زيارات استفاده مىشود كه امر ظهور آن حضرت، اصل وقوعش يك وعده تخلّفناپذير الهى است؛ ولى زمان وقوع آن از امور بَدائيّه است كه قابل تعجيل و تأخير است و نيز از بعضى از اخبار به دست مىآيد كه دعاى مؤمنان هنگامى كه با شرايط و آدابش انجام شود، تأثير به سزايى در تعجيل فرج خواهد داشت.[٨]
سيّد حلّاوى- شاعر اهل بيت (ع)- قصيدهاى سرود و در ضمن آن از گرفتارىهاى شيعيان و درد، رنج، شكنجه و مصايب آنها به پيشگاه امام عصر (ع) شكايت كرده و اين قصيده را در چندين مجلس خوانده بود. يكى دو نفر از اوتاد نجف اشرف در عالم رؤيا خدمت حضرت ولىعصر (ع) مشرّف شدند. حضرت به آنها فرمودند: