ماهنامه موعود
(١)
شماره هشتاد و يكم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
تاريخ فردا و چالش هاى فراروى
٢ ص
(٤)
چالش اوّل حوادث و وقايع سال هاى قبل از ظهور
٣ ص
(٥)
چالش دوم هجوم فرقه ها و شبهه ها
٣ ص
(٦)
ازميان خبرها
٤ ص
(٧)
ايران كشورى مؤثّر در وقايع آخرالزّمان
٤ ص
(٨)
يهوديان ايرانى نامه هاى اعلام خطر دريافت كردند
٤ ص
(٩)
حمله وهّابى هاى تندرو به حجّاج شيعه
٤ ص
(١٠)
عرضه كتب صوفى گرى در نمايشگاه بين المللى قرآن
٤ ص
(١١)
موج تازه ترويج مسيحيت در ايران
٤ ص
(١٢)
جنايت وهّابيون افراطى در جنوب كشور
٥ ص
(١٣)
حمله يهوديان افراطى به مسجد الاقصى
٥ ص
(١٤)
170 موضع آمريكا در تيررس سپاه
٥ ص
(١٥)
سرقت نوارها و آثار مرحوم فلسفى عليه بهائيت
٥ ص
(١٦)
مرگ رئيس فرقه ضالّه بهاييت در حيفا
٥ ص
(١٧)
گفت وگوى ضدّ ايرانى كنگره جهانى يهود با پاپ
٥ ص
(١٨)
استعمار و فرقه سازى ها در اسلام
٦ ص
(١٩)
دعا كليد ظهور
١٢ ص
(٢٠)
ضرورت ها و بايسته هاى غرب شناسى
١٨ ص
(٢١)
1 ضرورت شناخت غرب
١٩ ص
(٢٢)
2 ضرورت تعيين استراتژى در مواجهه با غرب
١٩ ص
(٢٣)
3 دو رسالت اصلى پيش روى انقلاب اسلامى
٢٠ ص
(٢٤)
4 تمدن غرب، جريان طغيان و استكبار
٢٠ ص
(٢٥)
5 ضرورت غرب شناسى بر مبناى معارف دينى
٢١ ص
(٢٦)
6 گام نخست، بت شكنى
٢٢ ص
(٢٧)
مثلث مقدس
٢٣ ص
(٢٨)
راز دلتاى شوم
٢٨ ص
(٢٩)
نشو و نماى اصولگرايى
٢٨ ص
(٣٠)
آخرالزمان در سينماى امروز
٣٤ ص
(٣١)
يار محبوب غايب
٣٩ ص
(٣٢)
شعر و ادب
٤٢ ص
(٣٣)
صبح بى تو
٤٢ ص
(٣٤)
فيض عمر
٤٢ ص
(٣٥)
مردم ديده
٤٢ ص
(٣٦)
شراره شعر
٤٣ ص
(٣٧)
آيت يزدان
٤٣ ص
(٣٨)
غربت مولا
٤٣ ص
(٣٩)
ابدال بى بديل
٤٤ ص
(٤٠)
پيام ها و برداشت ها
٤٧ ص
(٤١)
معرفت امام زمان (ع) از ديدگاه شيخ صدوق
٤٨ ص
(٤٢)
9 صاحبان معجزات و نشانه ها
٤٨ ص
(٤٣)
10 مايه هاى ثبات و پايدارى جهان
٤٩ ص
(٤٤)
11 وسيله هاى نجات و رستگارى امّت
٥٠ ص
(٤٥)
12 سرسپردگان امر الهى
٥٢ ص
(٤٦)
از زمزم زبور مهدوى
٥٤ ص
(٤٧)
شهادت، مُزد خلوص و خدمت
٥٥ ص
(٤٨)
انگيزه نگارش
٥٦ ص
(٤٩)
چالش سوم
٥٨ ص
(٥٠)
چالش چهارم
٥٨ ص
(٥١)
ميهمان اميرالمؤمنين (ع)
٥٩ ص
(٥٢)
ندبه امام صادق در فراق امام مهدى (ع)
٦٠ ص
(٥٣)
چهره پردازى مسلمانان در سينماى هاليوود
٦٢ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - پيام ها و برداشت ها

بودم از اينكه آدرس منزل و محلّ كسب او را فهميده بودم، آن روز برگشتم و فرداى آن روز- كه شنبه بود- آمدم، ديدم همان شخص هستند، پنج ريال دادم و يك بسته سيگار گرفتم، گفتم: كبريت داريد؟ كبريت دادند و سپس مشغول خواندن قرآن شدند و هيچ سخنى نمى‌گفتند. بيرون مغازه آمدم و سيگارى روشن كردم و با خود گفتم همين اندازه امروز كافى است، فردا مى‌آيم و سرصحبت را با او باز مى‌كنم. روز يك‌شنبه نتوانستم بروم. روز دوشنبه كه آمدم، ديدم در مغازه بسته است! از بقالى جنب مسجد پرسيدم كه اين آقا كجا هستند؟ گفت: ديروز كه آمدم ديدم مغازه‌اش خالى است و امروز صبح نگاه كردم ديدم هيچ در مغازه چيزى ندارد و گويا نقل مكان كرده و خانه را هم خالى نموده است، خيلى متأسف شدم كه چرا باعث هجرت ايشان شدم. حضرت آقاى ابطحى سپس افزودند:

اين داستان را براى مرحوم آيت‌الله سيّد اسماعيل هاشمى در پادگان غدير- حدود سال ١٣٦٨- هنگام مانور بيان كردم و وقتى كه براى مرحوم آيت‌الله حاج‌شيخ حسن صافى اصفهانى نقل كردم، ايشان به من فرمودند: چرا قبلًا برايم نقل نكرديد.

اين ماجرايى بود كه حضرت حجّت‌الاسلام و المسلمين حاج سيد مصطفى ابطحى براى اين جانب نقل كردند.

پيام‌ها و برداشت‌ها

١. جوان‌هايى در خدمت حضرت ولى‌عصر (ع) هستند كه اگر كمى تأمل كنيم، در مى‌يابيم هدف خلقت همه ما انسان‌ها رسيدن به همان مقام و درجه است.

٢. گاهى فقر و مشكلات زندگى باعث ارتباط بيشتر و اتصال روحى زيادتر با خداوند متعال و امام زمان (ع) مى‌شود و اين هم خود لطفى است.

٣. براى برآورده شدن حوائج، لازم است عهد بندگى و اطاعت را نسبت به پروردگار تقويت كنيم، و بعد، انتظار لطف زيادتر داشته باشيم.

٤. زيارت امام‌زادگان و خواندن زيارت عاشورا و بخصوص كنترل چشم از نامحرم، تأثير زيادى در تقرّب به خداوند متعال دارد. در حديثى آمده است:

«بيشترين درجه عصمت از گناه را كسى دارد كه چشمش را كنترل مى‌كند.»

٥. عمل خالص و براى خداى متعال خيلى ارزش دارد، به خلاف عمل ناخالص كه هر چند زياد باشد بى‌ارزش است.

٦. عمل صالح حداقل بايد «چهل روز» تكرار شود تا نفس انسان به آن عادت پيدا كند، و «محبوب‌ترين عمل نزد خداوند متعال، عملى است كه شخص بر آن مداومت كند هر چند عمل اندكى باشد».[١]

٧. امام زمان (ع) داراى كارگزارانى هستند كه به اذن پروردگار، اطلاع از برخى مشكلات مردم دارند و به دستور امام (ع) اقدام به رفع آنها مى‌كنند. اين كارگزاران علاوه بر عالم بودن به مشكلات و زمان حلّ آنها، گاه كارهاى خارق عادتى مثل ورود از در بسته، طى‌الارض، اطلاع از فكر كسى و ... دارند.

٨. انسان‌هايى كه داراى روح زنده و پاكى هستند دنبال مجالست و همنشين شدن با انسان‌هاى وارسته و پيوسته به عالم قدس هستند، كسانى كه چهره آنها انسان را به ياد خداوند متعال مى‌اندازد، شنيدن سخنانشان، به علم ما مى‌افزايد و نگاه به رفتارشان، ما را تشويق به عمل صالح مى‌نمايد.

حواريون از حضرت عيسى (ع) پرسيدند: اى روح‌الله، با چه كسى مجالست كنيم؟

فرمودند: «با كسى كه، مشاهده او شما را به ياد خدا بيندازد، كلامش به علم‌تان بيفزايد و رفتارش شما را به آخرت راغب نمايد».[٢]

از اميرمؤمنان (ع) نيز روايت شده كه فرمودند:

«خداوند، اولياى خود را در ميان بندگانش پنهان كرده است. پس هيچ بنده‌اى از بندگان خدا را از خود مرانيد، شايد كه ولى او باشد و تو ندانى».

دست از طلب ندارم تا كام من برآيد

يا تن رسد به جانان يا جان ز تن برآيد

بنماى رو كه جان‌ها گردد فداى رويت‌

بگشاى لب كه فرياد از مرد و زن برآيد

هر قوم راست راهى، شاهى و قبله‌گاهى‌

ماييم و درگه تو تا جان ز تن برآيد

از كوى خويش بفرست سوى اميدواران‌

بويى چو بوى رحمان كان از يمن برآيد

بگشاى تربتم را بعد از وفات و بنگر

كز آتش درونم دود از كفن برآيد

ياران به حقّ مهدى گوييد ذكر خيرش‌

هر جا كه فيض نامش در انجمن برآيد