ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - ٦ گام نخست، بت شكنى
بپردازيد كه آنها چكار مىكنند؛ چه غايتى را تعقيب مىكنند، چه مكانيزمهايى دارند، راه مقابله با آنها چيست، ظرفيت و توانايىهاى آنها در كجا به پايان مىرسد و ...
اگر بيانات رهبر كبير انقلاب اسلامى (ره) به صورت قاعدهمند مطالعه شود، در همان انديشههاى اوليه عرفانى امام اين انديشه درك مىشود. اگر بيان جريان ظلمت در غرب را در كتاب الخلافة و الولاية و انديشههاى سياسى ايشان و برخوردشان را در سال ٤١، ملاحظه كنيم، دقيقاً انديشههاى امام به دست مىآيد. اين انديشهها منبعث از يك مسلّماتى در قرآن و روايات است كه طى آن كلّ دستگاه ابليس، تحقير مىشود. حقانيّتى در دستگاه ابليس نيست. البته در آن اغواء، تزيين، قدرت و دعوت به شهوت، تحرين به شهوات، تحريص به دنيا، بر آشفتن غضب مادى وجود دارد امّا حقانيت نيست. دستگاه ابليس يك دستگاه گستردهاى است.
خداى متعال به آن تا «يوم الوقت المعلوم» اذن داده است. به تعبير ديگر فتنه آخرالزمان همين جريان پيچيده تمدن مادى غرب است. لذا اين فتنه را بايد بشناسيم. اين فتنه آنقدر پيچيده است كه ايجاد شبهه مىكند؛ يعنى حق و باطل را مشتبه مىكند. تمدن غرب پس از رنسانس جريانى است كه بيش از پيش تلاش كرده تا از عرصه حيات اجتماعى بشر دين زدائى كند و بشر را با مفاهيم مادّى و دنيايى پروش بدهد. بويى از معنويت و خدا باقى نگذاشته است. نه اينكه در غربشناسى به دنبال اين هستند كه چه حقايق مثبتى در غرب هستند تا به آنها دست يابند!
ما به دنبال ارايه راه جديدى به بشريت هستيم كه فعلًا آلوده به تجدد و مدرنيته است و در فضاى مدرنيته تنفس مىكند و ما مىخواهيم طريق برون رفت از آنرا معرفى كنيم. تمدن مادى غرب تلاش كرده به بشر بفهماند يك راه بيشتر پيش روى بشر وجود ندارد و آن هم راه دنياپرستى است كه اردوگاههايى همچون: سوسياليسم، كمونيسم و سرمايهدارى در درون آن بنا كردهاند. الان هم مىگويند ليبرال دموكراسى پيروز شده و تنها راه پيش روى بشر همين راه است. اما ما مىگوييم تنها راه، ليبرال دموكراسى و دنياپرستى نيست بلكه بشر مىتواند از طريق پرستش خدا به سعادت برسد و اين تنها راه پيش روى بشر است. آنچه در تمدن مادى مىگذرد، اغوا و وشيطنت است. آنها مىگويند بهتر از ليبرال دموكراسى نيست. ما مىخواهيم بگوييم بدتر از ليبرال دموكراسى نيست. ما در صورتى مىتوانيم بشريت را نجات دهيم كه افشاگرى كنيم، افشاگرى نسبت به كلّ آنچه آنها مىپرستند. جوانى كه از يك سو ماهيت تمدن غرب را شناخت و از ديگر سو ايده جديد يافت كه بايد مبارزه كند تا به آن ايده برسد، ديگر تسليم ظواهر آن تمدن نمىشود. مبلغان نگرش مادى مىگويند دين را حداقلى كنيد و در مابقى دنيا را بپرستيد.
٦. گام نخست، بتشكنى
بنابراين ما اگر اين بت را افشا نكنيم، هيچگاه نمىتوانيم از دين حداكثرى سخن بگوييم. بتشكنى اولين كارى است كه ما بايد در مقابل تمدن غرب انجام بدهيم و بت امروز، تكنولوژى، علم و دموكراسى است؛ يعنى بت فرهنگى همان علم و نظام مفاهيم مدرن است. تكنولوژى بت اقتصادى و دموكراسى هم بت سياسى است. البته كه بتهاى مشهور و عزيزى هم هست و دلدادگى و تعلق نسبت به آنها به حدى است كه درگيرى با آنها درگيرى با نظام تعلقات و دلبستگىهاى آنهاست. در بت پرستى دوران جاهلى خيال مىكردند حيات و رزقشان با اين بتهاست. الان نسبت به تكنولوژى و علم و ساختارهاى دموكراتيك نيز اينگونه نگاه مىكنند؛ يعنى سعادت و حيات خود را وابسته به اينها مىدانند. در حالى كه اينها سه بت است و بايد شكسته بشوند. اينها ابراز شيطنت و اغوا هستند. مثل همان بتهايى كه در اختيار «نمرود» بود و از طريق آنها مردم را استعمار مىكرد! ابليس در تلوّن خودش بت جديد درست مىكند. علم سكولار، تكنولوژى و ليبرال دموكراسى بتهاى جديد ابليس هستند كه به وسيله آنها دنيا را اداره مىكند! بنابراين ما بايد ابتدا اين بتها را بشكنيم و ثابت كنيم كه دموكراسى دروغ و شيطنت است و بدترين نوع حكومت است! علم مدرن ابزار استثمار نوين بشر است. آنها به دنبال اين هستند كه بشر ماشينى متناسب با توسعه مادى بسازند. بنابراين ما بايد به تهايى را كه با آن بتها بشريت را جذب كرده و خوف و طمع بشر را به وسيله آنها كنترل مىكنند بشكنيم.
پىنوشت:
[١]. سوره بقره (٢)، آيه ٢٥٧.