ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - اضطرار به ولى
است، به اين كه او به ياد اينها است. «ذكر» به الله اضافه شده است:
بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ.[١]
[به ياد خدا دلها آرامش مىيابد.]
يعنى در اين مرحله دلهايشان به اينكه او به ياد اينها و متوجه به اينهاست و اينها را مىبرد و سلوك و سير اينها را به عهده دارد؛ ايمن شده است. نه مطمئن به نعمت هستند و نه مطمئن به عمل و علم و نه ايمان و عرفان خودشان؛ اينها مركبهاى ضعيفى هستند كه نهايتش به اندازه خود ماست.
تو سالك راهى هستى كه در گام اول بايد اين دو كفش را دربياورى؛
فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ.[٢]
[دو پاى پوشت را بيرون آور.]
اين دو كفش در روايت به «خوف» و «رجاء» (ترس و اميد) تفسير شده است.
إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً.[٣]
[تو در وادى مقدس طوى قرار دارى.]
گاهى اوقات تحول نعمت را ديدهاى كه حتى با [وجود] همه نعمتها ايمن نيستى. كنار منزل جانان كه همراه مجبوب و همراه مطلوب [هستى]، چه جاى امن چون هر دم «جرس فرياد مىدارد كه بربنديد محملها». همراه اين تحول و اين بانگ رحيل چه امنى و چه امانى؟
كاملًا مباحث به هم گره مىخورد؛ يعنى انتظار ما از ولى، و انتظار ما براى ولى با توقعى كه از او داريم با اضطرارى كه نسبت به او حس مىكنيم با هم همراهند.
در اين دقت كنيد. آن موقع است كه انسان از جانش، از فرزندش مىتواند بگذرد؛ نه تنها مىتواند بلكه مىخواهد. نكته لطيفى است در اين آيات:
يؤمنون بيوم الآخر.
[روز ديگر را مىخواهند.]
نه اينكه آن را مىدانند، بلكه آن روز را مىطلبد. اين نياز را يافته و اين اضطرار و افتقار و احتياج را دارد. يعنى پايش بزرگتر از دنياست، كفش دنيا برايش تنگ است.
اينكه ولى را يك دستى مىگيريم، گويا بر او منت مىگذاريم.
يَمُنُّونَ عَلَيْكَ.
[بر تو منت مىگذراند.]
خيلى نكته دقيق است، انسان چه طور منت مىگذارد در حالى كه بايد منت بپذيرد.
يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلْإِيمانِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ.[٤]
از اينكه اسلام آوردهاند بر تو منت مىنهند، بگو بر من از اسلام آوردنتان منت مگذاريد، بلكه [اين] خداست كه با هدايت كردن شما به ايمان بر شما منت مىگذارد اگر راستگو باشيد.
چه توقعى داشته باشيم؟ ما اگر توجهى پيدا كنيم، مىبينيم مصيبتهاى ما چه بوده است. چه مصيبتى از ولى بر جهان، انسان، عقل، اسلام و بر ما شيعيان شكل گرفته و تدارك (جبران) اين مصيبت به چه شكلى بايد باشد. اگر ما توقع خودمان را در رابطه با ولى مشخص كنيم مىفهميم، و اين مطلب از مباحثى است كه ما بايد حساب پس دهيم.
تو با همه افتقارى كه به او دارى، او به تو مشتاق است. ما به او محتاج بوديم، او به ما مشتاق بود. او ما را دوست دارد و اين رحمتى است كه از محبت الهى ترشح كرده است.
در روايت است [در عصر يكى از معصومين (ع)] يكى از يهودىها به چند نفر از مسلمانان و بچههايشان آموزش مىدادند يك مدتى آن حضرت ديدند كه پيدايش نيست، گفتند كجاست؟ گفتند، مريض است، حضرت به ديدنش آمدند. در حال احتضار، بىهوش بود. حضرت منتظر