ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - شباهت به حضرت هارون (ع)
اينكه به قتل قائم (ع) دست يابند. البته خداوند عزوجل نمىپذيرند كه امر خود را براى يكى از ستمكاران فاش نمايد. مگر اينكه نور خود را به كمال رساند هر چند كه مشركين را خوش نيايد.[١]
موسى (ع) خداوند در يك شب امرش را اصلاح فرمود، همچنين خداوند در يك شب امر حضرت قائم (ع) رااصلاح خواهد كرد.[٢]
خداوند متعال به منظور امتحان قوم حضرت موسى (ع) ظهور آن حضرت را تأخير انداخت تا كسانى كه گوساله پرستيدند از كسانى كه خداى عزوجل را پرستيدند جدا شوند، خداوند به همين منظور ظهور حضرت قائم (ع) را به تأخير انداخته است.
شباهت به حضرت هارون (ع)
حضرت هارون (ع) را خداوند متعال به آسمان بالا برد و سپس بار ديگر به زمين بازگرداند. از حضرت امام صادق (ع) روايت شده كه فرمودند:
موسى به هارون گفت: «بيا با هم به كوه طور سينا برويم»، چون با هم رفتند ناگاه خانه اى ديدند كه بر در آن درختى بود بر روى آن دو پيراهن، پس موسى به هارون گفت: «جامههايت را برافكن و داخل اين خانه شو و اين دو حله را به بر كن و بر تخت بخواب». هارون همين كار را كرد، پس چون بر تخت آرميد، خداوند او را به سوى خود قبض كرد و خانه و درخت برداشته شد. موسى به سوى بنىاسرائيل بازگشت و به آنها خبر داد كه خداوند هارون را قبض روح كرد و به سوى خود بالا برد، گفتند: دروغ مىگويى تو او را كشتهاى، پس موسى به درگاه الهى شكوه كرد، خداوند متعال به فرشتگان امر فرمود تا او را بر تختى مابين زمين و آسمان فرود آوردند تا اينكه بنىاسرائيل او را ديدند و دانستند كه مرده است.[٣]
حضرت قائم (ع) را نيز خداوند بعد از ولادت به آسمان بالا برد سپس به سوى زمين بازگرداند.
حضرت هارون (ع) از راه دور سخن موسى را مىشنيد همچنان كه موسى سخن هارون را از راه دور مىشنيد. اين نكته را صاحب كتاب بديعالزهور نقل نموده است.
درباره حضرت قائم (ع) نيز از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمودند: هنگامى كه قائم ما به پا خيزد خداوند عزوجل در گوشها و چشمهاى شيعيان ما خواهد افزودبه طورى كه بين آنها و حضرت قائم (ع) پيكى نخواهد بود، با آنها سخن مىگويد و آنها مىشنوند، و به او نگاه مىكنند در حالى كه در جاى خودش باشد. ٣٩/p>
پىنوشتها:
(\*) مكيال المكارم فى فوائد الدعاء للقائم (ع)، صص ٣٠٠- ٢٨٠.
[١]. تفسير العسكرى، ص ٥.
[٢]. تبصرة الولى، ص ٧٨١.
[٣]. و گفته شده: آنكه خداوند به دعاى الياس زندهاش كرد، اليسع بوده.
[٤]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ٥٣، ص ٩٠.
[٥]. در حديث است كه نامش عياش و در حديث ديگر است كه نامش عياشا بوده، و مجلسى (ره) گفته: از اخبار بر مىآيد كه اين غير از اسكندر است و او در زمان ابراهيم و اولين پادشاهان بعد از نوح بوده است. (مؤلف).
[٦]. مجلسى، همان، ج ١٢، ص ١٩٨.
[٧]. صدوق، كمالالدين، ج ٢، ص ٣٩٤.
[٨]. مجلسى، همان، ج ١٢، ص ١٨٢؛ و الاختصاص، ص ١٩٤.
[٩]. همان، ١٢/ ٣١٩.
[١٠]. همان، ٥٢/ ٣١٩.
[١١]. همان، ١٢/ ٣٨٠.
[١٢]. سوره هود (١١)، آيه ٨٦.
[١٣]. صدوق، همان، ج ١، ص ٣٣١.
[١٤]. سوره شعراء (٢٤)، آيه ١٨٩.
[١٥]. سوره اعراف (٧)، آيه ١٤٤.
[١٦]. سوره اعراف (٧)، آيه ١٤٤.
[١٧]. مجلسى، همان، ج ٥١، ص ٢٧.
[١٨]. سوره قصص (٢٨)، آيه ٢١.
[١٩]. سوره آل عمران (٣)، آيه ١٤١.
[٢٠]. صدوق، همان، ج ١، ص ٣٢٧.
[٢١]. مجلسى، همان، ج ٥١، ص ١١٧.
[٢٢]. مجمعالبيان، ج ١، ص ١١٧.
[٢٣]. بحرانى، المحجة، صص ١٨٥- ١٨٤.
[٢٤]. سوره هود، آيه ١١٠.
[٢٥]. مجمعالبيان، ج ٥، ص ١٩٨.
[٢٦]. روضه كافى، ٢٧٨.
[٢٧]. سوره بقره (٢)، آيه ٢٤٩.
[٢٨]. مجلسى، همان، ج ٥٢، ص ٣٣٢.
[٢٩]. صدوق، همان، ج ٢، ص ٦٧٣.
[٣٠]. مجلسى، همان، ج ١٣، ص ٦٠.
[٣١]. سوره شعرا (٢٤)، آيه ٢١.
[٣٢]. سوره قصص (٢٨)، آيه ٨١.
[٣٣]. سوره اعراف (٧)، آيه ١٠٨.
[٣٤]. مجلسى، همان، ج ٥٢، ص ٣٥١؛ نعمانى، غيبت، ص ٢٣٨.
[٣٥]. راوندى، الخرايج و الجرايح، ص ١١٠.
[٣٦]. صدوق، همان، ج ٢، ص ٣٥٤.
[٣٧]. همان، ص ٣٧٧.
[٣٨]. مجلسى، همان، ج ١٣، ص ٣٦٨.
[٣٩]. روضه كافى، ص ٢٤٠.