ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - راهبرد نظام تصويرسازى هاليوود براى القاى موعود صهيونيستى
آخرالزّمان بر پرده نقرهاى
مهدى جدىنيا
راهبرد نظام تصويرسازى هاليوود براى القاى موعود صهيونيستى
در جهان ارتباطات مطمئناً بسيارى از وسايل ارتباطى ما دچار تغييرات ساختارى و غيرساختارى مى شود. حوزه هاى ارتباطى انسان ها ساحت هنر است كه ساحتى آسمانى- زمينى دارد. در تغييراتى كه در اين ساحت پديد آمد، هنر «سينما» تولد يافت. سينما به عنوان «هنر هفتم» و به صورت يك هنر صنعت توانست با سيطره و به كارگيرى هنرهاى ديگر جايگاه وسيعى را در دنيا كسب كند. طبق بررسى هايى كه صورت گرفته، كنش انسانى، اغلب محصول دريافت هاى شهودى است تا دريافت هاى عقلانى. عنصر سينما «تصوير» است. تصوير جايگاه ويژه اى در دستگاه فكرى و روانى انسان دارد و از اين رو اگر ما پنج حس خود را پنج دروازه روحمان بدانيم براى ارتباط با پديده هاى پيرامونى در هر شبانه روز ٧٩ درصد اطلاعاتمان را از چشممان يعنى از طريق تصوير به دست مى آوريم و اين همان نقطه اثر سينما است؛ و بهترين حربه براى تأثير مستقيم آن هم بر روى موضوعى چون «آخرالزمان» كه حجم عظيمى از ناخودآگاه هر انسان را به صورت خود اختصاص داده است.
درگيرى «خير» و «شر» و خوبى و بدى، هسته اصلى و جانمايه هر قصه و ابزار اصلى داستان پردازى و به تبع آن سينما است. «قهرمان» و «ضدقهرمان» كه در سينما «هرو»(Hero) و «ولاين»(Vellain) شناخته مى شوند، عناصرى غيرقابل اجتناب، نه تنها در سينما كه در تمام داستان هاى اساطيرى به شمار مى روند. يكى از مفاهيمى كه ناخودآگاه و خودآگاه انسان امروز را فارغ از دغدغه هاى روزمره به خود مشغول كرده، پايان زمان و نبرد نهايى خير و شرى است كه بشر از سال هاى كهن به آن اهتمام داشته و آن قهرمان و ضدقهرمان نهايى است. سينما به عنوان مدرن ترين كارخانه رؤياپردازى، خيلى زود به اين اصل اوليه قصه گويى متوسل شد و تولد نوعى خاص از سينما و گسترش و توسعه آن به عنوان يك صنعت و تجارت، مرهون اين اصل است. واقعيت اين است كه سينما امروزه به عنوان يكى از ابزارهاى چشمگير در توسعه تمدن مادى درآمده است. سينما به دليل جذابيت هاى ظاهرى و فريبنده فراوان و كاركردهاى عينى و مؤثر آن، مورد توجه عوام و خواص قرار گرفته است. برخى غرق شكوه مادى آن شده اند كه بيشتر مردم جهان راتشكيل مى دهند و عده اندكى متأملانه با آن برخورد مى كنند. قطعاً توجه به اين نكته در خصوص مطالعه علمى و تمركز بر مسئله آخرالزمان تأثير مهمى در اين روند دارد. مسئله ديگر زمينه هاى فلسفى و فكرى و مبادى مادى يا ماوراءالطبيعى رسانه ها، به خصوص سينما، و فنون «نبرد سايبرنتيك» و «عمليات روانى» آن است كه سهم بسزايى در تصميم گيرى هاى خرد و كلان رسانه اى دارد. از آنجايى كه براى ساخت اين گونه فيلم ها هزينه هاى نجومى و تلاش ها و تخصص هاى گوناگون به كار گرفته مى شود. سينماى هاليوود همواره غرب و نشانه ها و نمادهاى جامعه غربى و شخصيت هاى متأثر از فرهنگ غربى و همه مظاهرى كه به نوعى متأثر از جامعه سفيدپوستان اروپايى و امريكايى و به خصوص «انگلوساكسون» هاست را مظاهرى از بخش سفيد و نيروهاى خير داستان پردازى خود قلمداد مى كند و هرآنچه در مقابل آن قرار مى گيرد جزو عناصر سياه و شر به حساب مى آورد. در يك نگاه كلى از منظر آنها هرآنچه در فرودست آنها قرار نگيرد، در مقابل آها تعبير خواهد شد. اين همان ديدگاهى است كه امروز در گفت وگوهاى سياسى دولتمردان آمريكايى ديده مى شود.
در دوران جنگ سرد بعد از جنگ جهانى دوم، سينماى نوظهور به قضيه آخرالزمان رويكردى مبسوط نشان داد و با تلاش متمركز بر دو هويت دولت نازيسم و پس از آن اردوگاه شرق سياسى با محوريت دولت شرورى، بخش عمده اى از آثار هاليوود و اروپاى غربى ناظر به اين قضيه شد. با فروپاشى اردوگاه شرق و ابرقدرت شوروى عمليات راهبردى تقابل با تمدن و تفكر اسلام انقلابى مورد توجه قرار گرفت و نوعى خاص از رويكرد به مسئله آخرالزمان مورد توجه قرار گرفت؛