ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - ج) مشكلات موجود در اين مبحث
نشده ولى در منابعى همچون: مسند احمد بن حنبل و مستدرك حاكم و اربعين حافظ اصفهانى و ... آمده است. بهترين مثال براى آن، روايتى است كه در اين منابع، با مضمون زير از پيامبر (ص) نقل شده است:
اين امّت (امت اسلامى) در روزگار او (امام مهدى (ع) از نعمتهايى برخوردار مى شوند كه هرگز سابقه نداشته است. ساكنان زمين و آسمان از مهدى (ع) خشنود خواهند شد.
از اين دست روايات، بسيار است امّا در آنها كلّى گويى و تا حدودى ابهام وجود دارد. هرچند هم اين روايات، زياد باشد، تنها بخش كوچكى از اقسام چهارگانه روايات اهل سنّت را تشكيل مى دهد.
بخش دوم: روايات موجود در منابع اماميه، كه به نوعى با تاريخ پس از ظهور ارتباط دارند.
رويكرد فكرى حاكم بر اين روايات، معمولًا همان رويكرد قومى و مذهبى است. بدين ترتيب كه امام مهدى (ع) طبق آن نگاه مذهبى، به گفت وگوى با مخالفان مى پردازد و به خاطر آن مى جنگد و هم چنين بر آن اساس، امتحانات پيچيده اى را از ديگران به عمل مى آورد گويى كه در دنيا به غير از مسلمانان، انسان ديگرى وجود ندارد. آرى، اين سخنى منطقى است كه بگوييم امام مهدى (ع) مسلمانان را بر گرد محور حقى كه به آن اعتقاد دارد، جمع خواهد كرد و مردم را بر آن اساس، امتحان خواهد نمود. ولى نبايد اين نكته را از نظر دور داشت كه به هرحال، تلاش آن حضرت، تنها معطوف به مسلمانان نخواهد بود؛ زيرا هم چنان كه پس از اين استدلال خواهيم كرد، دعوت او جهانى است و از سوى ديگر مى دانيم كه جمعيت غيرمسلمانان در ابتداى ظهور، چندين برابر مسلمانان است كه به همان دليل، زمين تا آن روز آكنده از ظلم و جور خواهد ماند. در اين صورت نتيجه مى گيريم سعى و تلاش امام (ع) و ياران خاص و مخلص اش كه معطوف به ساير نقاط جهان است، چندين برابر عنايت و تلاش ايشان در جهت مسلمانان يا دست كم به اندازه آن مى باشد.
اما اين كه سعى و تلاش امام براى مسلمانان چندين برابر سعى و تلاش ايشان براى غيرمسلمانان مى باشد- هم چنان كه منابع اماميه برآن دلالت دارد- امرى نامفهوم است.
شايد بتوان در روايات براى امثال اين رويكرد فكرى، توجيهات كافى آورد امّا به هرحال اين روايات درباره موضع امام (ع) در برابر غيرمسلمانان، مختصر و سربسته هستند. مهمترين توجيهاتى كه ممكن است در اين باره به عمل آورد، عبارت است از اين كه: اين روايات در واقع، بازتابى از شرايط سياسى، اجتماعى در زمان صدور آنها هستند. البته اين بدان معنى نيست كه اين روايات دروغ يا به صورت خاصّى، ساختگى مى باشند؛ (زيرا هر روايتى بر طبق روشى كه در جاهاى ديگر باز گفته ايم، منطق خاّص خودش را دارد.) بلكه مراد آنست كه به دليل شرائط ظالمانه و تنگناها و سختيهاى وارد شده از سوى حكام اموى و عباسى، كه اصحاب ائمه (ع) با آن دست به گريبان بودند، در ميان شيعيان چنين انعكاس يافته بود كه امويها و عباسيها، نماينده ساير مذاهب اسلامى اند. از اين رو بود كه به مسايل مذهبى، بيش از حدّ واقعى اش پرداخته مى شد و بدين جهت هواداران ائمه (ع) بيش از جهات ديگر، نياز داشتند كه به مدد ائمه معصومين (ع)، روحيه خويش را بالا ببرند. براى اين هدف، راهكارهايى را در نظر گرفتند. از جمله مهم ترين آنها عبارت بود از: اعلام مواضع امام مهدى (ع) در اين مورد (مسائل مذهبى) و ساكت شدن از بيان ساير مواضع و كارهاى ايشان كه ارتباط زيادى با آن مسائل نداشته، گرچه ممكن است كه در حكومت جهانى آن حضرت از اهميت بالايى نيز برخوردار باشد.
مى توان گفت جامعه آن زمان نتوانست اين رخنه و فضاى خالى را كه در روايات بر جاى مانده بود، به خوبى هضم نمايد؛ زيرا اين روايات، عمق و گستره اى جهانى داشت و مردم در زمان صدور اين روايات، قادر به فهم كامل آن نبودند و بر طبق قانون كلّم الناس على قدر عقولهم، امامان معصوم (ع) نمى توانستند درباره جهانى بودن حكومت امام مهدى- با وجود اهميت زياد آن- به تفصيل سخن بگويند.
به هر حال، اين مشكل (مشكل چهارم) واقعا چاره اى ندارد و در روايات درباره روابط امام (ع) با غير مسلمانان، جز مطالبى بسيار اندك چيزى نيامده است.
مشكل پنجم: نقص شخص پژوهشگر؛ به آن دليل كه او تنها نماينده يك مرحله از مراحل متعدد رشد و بالندگى انديشه اسلامى است.
براى روشن شدن اين مطلب، نكاتى آورده مى شود:
نكته اول: مفهوم انديشه اسلامى، در دو سطح مستقل مطرح مى گردد:
سطح اول: انديشه اسلامى به عنوان مجموعه اى از حقايق و قوانين آن چنان كه خداوند متعال و پيامبر او و ائمه (ع) آن را معرفى كرده اند. اين همان انديشه برتر اسلامى و طرح و برنامه كامل و عادلانه براى زندگى انسان است.
سطح دوم: آن انديشه اسلامى كه علماى اسلام و متفكران مسلمان در طول اعصار مختلف مطرح ساخته اند.
اين انديشه كه حاصل تبليغات و روشنگريهاى شارع مقدس در كتاب و سنّت است تا حدّ فراوانى، برگردان و حكايتى از سطح اول و برآمده از آن است.
هدف اساسى آن است كه امّت اسلامى را از طريق تمرين و دقت ورزى در سطح دوم- كه نمادى از سطح اول است- بتوان براساس فهم و اطاعت پذيرى از سطح اول، تربيت كرد. و امّت اسلام، نسل در نسل بايد اين ترتيب را