ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - ٣ رجعت در روايات
تواناست.]
اين داستان مربوط به حضرت عفزير يكى از انبياى بنىاسراييل است.
٢- ٥. أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ.[١]
[آيا نديدهاى (ندانستهاى) گروهى متشكل از هزاران نفر از ترس مرگ از ديارشان خارج شدند و خداوند به آنها گفت: بميريد [آنها هم مردند] پس از آن ايشان را زنده كرد. حقيقتاً خداوند نسبت به بيشتر مردم فضل و بخشش دارد در حالى كه اكثر ايشان شكرگذار نيستند.]
بنا بر نقل هفتاد هزار خانهوار بودند كه از ترس مرگ، بيمارى طاعون را بهانه كرده و در جهاد شركت نجستند و از خانههايشان بيرون آمدند كه ناگهان همگى مردند و پس از مدتى به واسطه دعاى حزقيل نبى، سومين وصى حضرت موسى (ع) زنده شدند[٢]. در قرآن كريم هم اين جريان چنين بيان شده است:
٢- ٦. وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ.[٣]
[هنگامى كه گفتيد: اى موسى تا خداوند را به وضوح نبينيم به تو ايمان نمىآوريم و در حالى كه خود شاهد بوديد دچار صاعقه شديد [و مرديد] سپس شما را پس از مرگتان دوباره برانگيختيم شايد كه سپاسگزار باشيد.]
حضرت موسى (ع) هفتاد نفر از قوم خويش را برگزيد و با خود به كوه طور برد؛ در طول مسير آنها از او درخواست رؤيت خدا را كردند؛ در اين هنگام آنها گرفتار صاعقه شدند و از دنيا رفتند، اما با درخواست و وساطت حضرت موسى (ع) آنها مجدداً زنده شدند تا شاكر خداوند باشند.
٢- ٧. وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى وَ يُرِيكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ.[٤]
و هنگامى كه يكى را كشتيد و گناه كشتن را به گردن هم مىانداختيد. خداوند آنچه را كتمان مىكرديد مشخص كرد و گفتيم كه بخشى از آن [گاو] را به او بزنيد [تا زنده شده و گواهى دهد] اينگونه خداوند مردگان را زنده مىكند و آيات خود را به شما نشان مىدهد شايد كه تعقل كنيد.
كشتهاى در ميان بنىاسرائيل يافت شد كه معلوم نبود چه كسى او را كشته است. هر كس گناه آن را به گردن ديگرى مىانداخت. وحى شد كه گاوى را كشته و بيخ دمش را به آن مرده بزنند تا زنده شود و قاتل خويش را رسوا سازد. آيه ياد شده به اين موضوع اشاره مىكند.
٢- ٨. إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً.[٥]
و هيچ يك از اهل كتاب نيست مگر آنكه پيش از مرگش (عيسى مسيح) به او ايمان آورد و عيسى در روز قيامت بر ايمانشان گواهى خواهد داد.
از جمله دلايل صحت و امكان رجعت و بازگشت به اين جهان پيش از قيامت، بازگشتن حضرت مسيح (ع) است كه در آيه ياد شده به آن اشاره شده است.
آن حضرت پس از رفتن از اين جهان، بار ديگر باز مىگردد و با حضرت مهدى (ع) بيعت و در نماز به او اقتدا مىكند. پس از آن همه اهل كتاب به او ايمان آورده و از او پيروى مىكنند.
درباره بازگشت حضرت مسيح به زمين روايات زيادى نقل شده است كه تنها به ذكر يكى از آنها مىپردازيم:
شهر بن حوشب كه از تابعين بوده مىگويد: حجاج بن يوسف ثقفى به من گفت: آيهاى در قرآن است كه مرا بيچاره كرده است.
پرسيدم: كدام آيه؟
گفت: إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ.
به خدا قسم، من دستور كشتن يهوديها و نصرانيهاى بسيارى را مىدهم ولى هرگز لبشان حركت نمىكند و ايمان نمىآورند.
بدو گفتم: چنين نيست كه گمان كردهاى. بلكه معناى آن چنين است كه عيسى پيش از قيام قيامت از آسمان فرود مىآيد و آنگاه همه ملتهاى يهود و نصارى به او ايمان مىآورند پيش از آنكه عيسى بميرد و در نمازش هم به مهدى (ع) اقتدا مىكند.
گفت: اين تفسير را از كجا آوردهاى؟
گفتم: از [امام] محمد بن على بن حسين بن على بن ابىطالب (ع).
گفت: آن را از چشمه زلالى دريافت كردهاى.[٦]
٣. رجعت در روايات
همانطور كه پيش از اين گفتيم علامه مجلسى (ره) بيش از دويست روايت در باب رجعت نقل مىكند و پس از نقل همه آنها مىگويد:
براى كسانى كه به گفتههاى ائمه اطهار (ع) ايمان دارند، جاى شك و ترديد باقى نمىماند كه مسئله رجعت حق است؛ چرا كه روايات رسيده از ايشان در اين موضوع در حد تواتر است و نزديك به دويست روايت به آن تصريح دارند ....
اين روايات را بيش از چهل تن از بزرگان علما