ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - محل معابد گذشته
سنجش گزارش داد كه نشان مىداد ١٨ درصد اسراييليان فكر مىكنند بيست سال بعد زمان ساخت معبد است.[١] نظرسنجى عمومى مشابه ديگرى نيز در سال ١٩٩٦ با سؤال از حق حاكميت بر معبد سليمان و بازسازى آن در اسراييل صورت گرفت. اين نظرسنجى نشان داد، ٥٨ درصد اسراييليان در آن زمان از سازمان وفادار معبد و از بازسازى آن حمايت مىكردهاند. ظاهراً اين وسيعترين نمايش حمايت از يك سازمان در اسراييل بر سر موضوع بوده است. بالاترين درصد حمايت كنندگان جوانان اسراييلى هستند. يك جستوجوى ساده اينترنتى كلمهTemple Mount ، بيش از ٠٠٠/ ٣٦٠ صفحه نمايش مىدهد. با اضافه كردن كلمهChristian مىبينيد كه هنوز ٠٠٠/ ٥٥ صفحه اطلاعات وجود دارد.[٢]
از ميان مسيحيان معاصرى كه درباره بازسازى معبد سليمان مطلب نوشتهاند مىتوان به توماس آيس[٣]، راندال پرايس[٤]، گرنت جفرى[٥]، هال ليندسى[٦]، تيم لاهاى[٧] و ديوهانت[٨] اشاره كرد. جمع فروش كتب چاپ شده آنها از ٧٠ ميليون نسخه در بيش از ٥٠ زبان تجاوز مىكند. بنابراين، عقايد و نظريات اين افراد تأثيرگذار بوده و نمىتوان آنها را مطالب حاشيهاى و مبهم دانست. اين مطالب از سوى بعضى از بزرگترين كالجهاى الهيات و مؤسسات مربوط به تبليغات مذهبى به علاوه نسبت وسيعى از مسيحيان انجيلى و بنيادگراى سراسر جهان نوشته شدهاند. گريسهالسل تخمين مىزند ١٠ درصد آمريكاييها از اين جنبش حمايت مىكنند. مسيحيان و يهوديان صهيونيست، بر اين انديشه كه قبةالصخره مسلمانان بايد نابود شود، معبد سوم يهود ساخته گردد، روحانيون تقديس شوند و عمل قربانى دوباره پايهريزى شود با هم متحد شدهاند. به عقيده آنان تمام اين اعمال رخ دادن پيشگوييهاى كتاب مقدس و آمدن مسيح موعود را تضمين مىكند.
اساس انجيلى بازسازى معبد
انديشه اهميت بازسازى معبد بر اين فرضيه مبتنى است كه پيشگوييهاى صريح كتاب عهد عتيق در مورد معبد هنوز تكميل نشدهاند و براساس برخى مأخذ كتاب عهد جديد، در صورتيكه با عقايد آيندهگرايى تفسير شوند وجود معبد يهودى درست پيش از بازگشت مسيح است.
معبد براى قربانى كردن
بازسازى معبد بدون برپايى همزمان آيين قربانى دوران موسى (ع) بىمعناست. به عنوان مثال والورد براساس تعبير خود از سخنان دانيال نبى چنين ادعا مىكند:
با قضاوت براساس كتب مقدس، عمل قربانى دقيقاً همان كارى است كه يهوديان انجام خواهند داد. جلوگيرى از انجام اين عمل غير ممكن است. انجام ندادن عملى كه در سال ٧٠ ميلادى سنت بوده نه تفسيرى مستدل از متن كتب مقدس دارد و نه علت بازگشت عيسى (ع) است.[٩]
زمان بازسازى
بازسازى معبد در سال ١٩٦٧ با گرفتن شهر قديمى اورشليم آغاز شد. هال ليندسى با اطمينان مىگويد: همين حالا كه در حال مطالعه هستيد تداركات ساخت معبد سوم در حال فراهم شدن است.
محل معابد گذشته
يكى از مسائل حل نشده افراد علاقهمند به بازسازى معبد، تعيين محل آن است. سه تئورى در اين باره از سوى تاريخدانان و باستانشناسان ارائه شده. تئورىC توسط فادر بلارمينو بگاتى[١٠]، محقق وابسته به فرقه فرانسيس مقدس ارائه گرديد كه براساس يافتههاى باستانشناسى اوليه است. او استدلال مىكند معبد در گوشه جنوبى منطقه، نزديك محلى كه در حال حاضر مسجدالاقصى در آن مستقر است واقع بوده.
آنها، براساس مرورى بر عملياتهاى انجام شده با اشعه فرو سرخ (مادون قرمز) بر روى معبد، ادعا مىكنند ممكن است ساختار زيرزمينى، وجود طاقها را در اين منطقه در جنوب قبةالصخره نمايان سازد. اگر روميان معبد خود را روى معبد ويران شده يهوديان ساخته باشند كه معمولًا سنتشان اينگونه بود، اين مكان، محل واقعى معبد مىباشد.
تئورى پذيرفته شده ديگر(A) توسط آشركافمن[١١]، فيزيكدانى در دانشگاه عبرانى ارائه شده. كاوشهاى وى براساس حسابهاى رساله