ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - ٣ دوستان و دشمنان اهل ايمان
اين موضوع دارد كه او در زندگى خود دل به چه كسى يا چه چيزى بسته و سر به ولايت كه سپرده است.
٣. دوستان و دشمنان اهل ايمان
حال اين پرسش مطرح مى شود كه ما به پذيرش دوستى و سرپرستى چه كسى يا كسانى امر و از پذيرش دوستى و سرپرستى چه اشخاصى نهى شده ايم؟
در پاسخ اين پرسش بايد گفت كه در قرآن كريم و روايات معصومين (ع) به صراحت در مورد كسانى كه بايد مؤمنان دوستى و ولايت آنها را گردن نهند و همچنين كسانى كه نبايد مؤمنان در پى دوستى و ولايت آنها باشند، سخن گفته شده كه در اينجا به مواردى از آنها اشاره مى كنيم:
٣- ١. در آيات قرآن: قرآن كريم در آيات متعددى به معرفى ولىّ مؤمنان پرداخته است كه آيات زير از آن جمله است:
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ.[١]
ولىّ شما، تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده اند؛ همان كسانى كه نماز برپا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند.
خداوند متعال در ادامه اين آيه كسانى را ولايت خدا، رسول خدا (ص) و ولىّ خدا (ع) را گردن مى نهند به عنوان حزب اللَّه مى ستايد:
وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ.[٢]
و هر كه خدا و پيامبر او و مؤمنان را ولىّ خود گزيند، بداند كه پيروزمندان گروه خداوندند.
براساس آيه ياد شده، تنها خدا، پيامبر و جانشين پيامبر (ع)- كه در پايان آيه به كنايه از وى ياد شده است و همه مى دانيم كه او كسى جز امير مؤمنان على (ع) نيست- صلاحيت ولايت بر مؤمنان را دارند.
همچنين در مورد كسانى كه مؤمنان بايد از به دوستى گرفتن و پذيرش سرپرستى و ولايت آنها خوددارى كنند، قرآن كريم مى فرمايد:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ.[٣]
اى كسانى كه ايمان آورده ايد، به جاى مؤمنان، كافران را به دوستى خود مگيريد.
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ.[٤]
اى كسانى كه ايمان آورده ايد، يهود و نصارى را دوستان [خود] مگيريد [كه] بعضى از آنان دوستان بعضى ديگرند و هركس از شما آنها را به دوستى گيرد، از آنان خواهد بود. آرى خدا گروه ستمگران را راه نمى نمايد.
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ ....[٥]
اى كسانى كه ايمان آورده ايد، دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى برمگيريد [به طورى] كه با آنها اظهار دوستى كنيد، و حال آنكه قطعاً به آن حقيقت كه براى شما آمده كافرند.
٣- ٢. در روايات معصومين: با توجه به اهميت تولّى و تبرّى و نقشى كه اين موضوع در زندگى فردى و اجتماعى اهل ايمان دارد، پيامبر اكرم (ص) و امامان معصوم (ع) در موارد متعددى به بحث از دو موضوع يادشده پرداخته و در مورد كسانى كه شايسته است مؤمنان آنها را به عنوان دوستان و سرپرستان خود برگزينند و همچنين كسانى كه سزاوار است ايشان از پذيرش دوستى و ولايت آنها خوددارى كنند، به تفصيل سخن گفته اند؛ تا آنجا كه در برخى از مجموعه هاى روايى شيعه بابى با عنوان الحبّ فى اللَّه والبغض فى اللَّه به اين موضوع اختصاص يافته است.[٦]
با مرورى اجمالى به رواياتى كه در اين زمينه از پيامبر گرامى اسلام (ص) و ائمه معصومين (ع) وارد شده به روشنى درمى يابيم كه در تفكر اسلامى، پذيرش ولايت و سرپرستى اهل بيت (ع) محور همه دوستيها و مخالفت با ولايت آنها محور همه دشمنيهاست. و از اين رو اهل ايمان موظفند با هر آنكه دوستى و ولايت اهل بيت (ع) را پذيرفته دوستى و با هر آنكه از در دشمنى با اين خاندان وارد شده اند، دشمنى كنند.
رسول گرامى اسلام (ص) در اين زمينه مى فرمايد:
من أحبّ أن يركب سفينة النجاة و يتمسّك بالعروة الوثقى و يعتصم بحبل اللَّه المتين فليوال عليّاً بعدى و ليعاد عدوّه و ليأتمّ بالأئمّة الهداة من ولده.[٧]
هر كه دوست دارد بر كشتى نجات بنشيند و به دستگيره استوار چنگ آويزد و ريسمان محكم خدا را بگيرد، بايد بعد از من على را دوست بدارد و با دشمنش دشمنى ورزد و از پيشوايان هدايت كه از نسل اويند پيروى كند.
در روايت ديگرى، امام باقر (ع) در پاسخ كسى كه