ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - ج) مشكلات موجود در اين مبحث
تدريجا به عهده بگيرد.
انديشه اسلامى همواره در سطح دوم خود، در راه رشد و تعميق هر چه بيشتر قرار دارد و از اين رو درست است كه گفته شود: هر يك نسل يا چند نسل از امت اسلامى، نمادى است براى يك مرحله از مراحل سير انديشه اسلامى كه همواره در حال رشد و بالندگى است. و بايد اعتراف كرد كه انديشه اسلامى هنوز به كمال خود نرسيده و حتى پاره اى از مسائل وجود دارد كه اصلًا به آنها پرداخته نشده است؛ هم چنان كه بر پژوهشگران اين حوزه، پوشيده نيست.
نكته دوم: از اين همه، نتيجه مى گيريم: هر محقق و انديشمندى، به طور طبيعى، فرزند زمانه اى است كه در آن زيست مى كند و هر چند هم نبوغ و استعداد فراوانى داشته باشد، نمى تواند زمان را درنوردد و مدعى شود كه به سطح اوّل انديشه اسلامى رسيده يا ادعا كند كه او از درجه بيدارى و فرهنگى اى كه نسلهاى آينده اسلامى از سطح دوم برخوردار خواهند شد، بهره مند است؛ همان فرهنگى كه بر اساس كشف اشتباهات گذشته و ترميم و پركردن رخنه هاى موجود در آن، سرپا مى ايستد.
در اين صورت هر پژوهنده اى، به عنوان نماد يك مرحله از مراحل رشد انديشه اسلامى، به طور طبيعى و ذاتى، داراى اين نقص است كه نمى تواند از مرحله مخصوص به خودش، عبور كند و بگذرد. در حالى كه امام مهدى (ع)- با وجود فرهنگها و افكار و قوانينى كه در هنگام ظهورش، همه جا را فرا گرفته- نماد و نماينده سطح اول انديشه اسلامى است كه به طور كامل سطح دوم را به صف سطح اول رسانده و پيوند مى زند؛ همچنانكه اخبار اماميه بر اين مطلب، تصريح كرده اند و ديگر مذاهب اسلامى هم معترفند كه امام مهدى (ع)، اسلام را همان طور كه پيامبر (ص) عرضه داشته، پياده خواهند نمود.
مشكل از اينجا سربرمى آورد كه پژوهنده اى بخواهد به آنچه فراتر از عصر و زمانه خويش است، بينديشد و بخواهد به حقيقت فردى كامل و جامعه اى عادلانه دست يابد.
نكته سوم: پس از آنكه با گسستها و مشكلاتى كه در اخبار تاريخ پس از ظهور وجود دارد، آشنا شديم، ناچار هستيم آنها را به كمك اصول شناخته شده اسلامى در چند زمينه زير حل و رفع نماييم:
١. در زمينه فهم متون به طور عام؛
٢. در زمينه درك تعبيرات رمزى و تأويلى؛
٣. در زمينه تلاش براى شناخت رويكردهاى عمومى كه امام مهدى (ع) بر آن اساس در دو عرصه اجتماعى و قانون گذارى، حركت خواهند كرد؛
٤. در زمينه ترجيح بعضى متون روايى بر بعضى ديگر؛
... و ساير زمينه ها.
پس از بيان اين نكات سه گانه به وضوح روشن مى شود كه هر پژوهشگرى به ميزان بهره منديش از فرهنگ اسلامى و به مقدار رشدى كه انديشه اسلامى در عصر او پيدا كرده است، خواهد توانست كه اين رخنه ها و فضاهاى خالى را پر سازد ولى امكان ندارد كه وى به عين شرايط و وضعيت موجود در زمان پس از ظهور- با همه ژرفا و گستره اش- برسد؛ به ويژه آنكه در شمارى از روايات آمده است كه امام مهدى (ع) امرى جديد و كتابى جديد و حكومت جديدى را خواهد آورد.
شايد از روشن ترين مثالها براى اين موضوع، مطلبى باشد كه ابن عربى در كتاب فتوحات مكيه (ج ٣، ص ٣٢٧ به بعد) درباره تاريخ پس از ظهور، بيان نموده است. او گمان برده كه امام مهدى (ع) دست به قيام خواهد زد در حالى كه نه دستيارانى دارد و نه قانونى (جديد) را خواهد آورد.
در واقع او به اندازه سطح تفكر اسلامى اش، سخن گفته و ما اينك- پس از تعمق در انديشه اسلامى- آن سخن را در نهايت ناآشنايى و پيچيدگى مى يابيم.
اين مشكل (مشكل پنجم) تنها در بحث از تاريخ پس از ظهور، چهره مى نمايد وگرنه در بحث از تاريخ غيبت صغرى و كبرى، اين مشكل وجود ندارد؛ زيرا آنها حوادثى هستند كه سپرى شده اند يا در حال سپرى شدن مى باشند و ابعاد و جوانب آنها معلوم است و هر انديشمند اسلامى مى تواند مباحث آنها را سامان دهد ولى بحث تاريخ پس از ظهور چنين نيست؛ زيرا محققين و پژوهشگران از درك ژرفاى حقيقى آن دوران ناتوانند.
ادامه دارد
پى نوشتها:
[١]. اين صرفا يك فرض است وگرنه هم چنان كه در تاريخ غيبت كبرى (ص ٥٠١ به بعد) گفته و استدلال آورده ايم، غيبت طولانى امام (ع)، در تكامل رهبرى ايشان و تعميق اقدامات عادلانه اش در روز موعود، مؤثر است.
[٢]. اثباتى كه در تاريخ پس از ظهور بدان نيازمنديم با اثباتى كه در تاريخ غيبت كبرى بنا نهاده ايم (ص ٢٠٨) فرق دارد. زيرا اثباتى كه در تاريخ غيبت كبرى مدنظر مى باشد براساس رد هرگونه خبر واحد شكل گرفته كه آن را سخت گيرى سندى نام نهاده ايم زيرا در آنجا به امثال خبر واحد نياز نداريم اما در اينجا (بحث تاريخ پس از ظهور) سخت بدان نيازمنديم زيرا شمارى از حوادث، تنها با خبر واحد نقل شده است و ما براى حفظ زنجيره كلى حوادث به آن نياز داريم و اين تفاوت، نتايج ملموسى را به دنبال خواهد داشت كه بعد از اين مى آيد.
[٣]. ر. ك: تاريخ الغيبة الصغرى؛ ص ٢٨ به بعد و ص ٤٦ به بعد.
[٤]. تاريخ الغيبة الصغرى؛ ص ٢٤ به بعد.
[٥]. همان؛ ص ٤٢ به بعد.
[٦]. همان؛ ص ٢١٢ به بعد.