ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - سيماى ياران حضرت مهدى (عج)
سيماى ياران حضرت مهدى (عج)
محمّدتقى محمّدى
صفحات تاريخ بشر با همه فرازها، نشيبها، طلوعها و افولها، سراسر مشحون است از حوادث ريز و درشت كه آفرينندگان آنها با دستهاى همانديشه و همسو با خود، اين صحنهها را رقم زدهاند. اين دستان همفكر، همجهت ياران ناميده مىشوند كه با تمام وجود در تحقّق اهداف و گرايشهاى خود تلاش مىكنند و موفّقيت آنان مرهون جانفشانى، اخلاص و ايثار چنين يارانى است. مطابق معيارهاى تعقّل تاريخى، رمز موفّقيت يا شكست اينگونه افراد، غالباً در توان، صلاحيت يا عدم توان ياران خود نهفته است.
پيامبران، ائمّه معصومان (ع) هم از اين مسئله مستثنى نيستند. آنان به وسيله ياران خالص، منظور خود را پياده كرده و رسالت الهىاشان را انجام دادهاند، همانگونه كه پيامبر (ص) با مساعدت مهاجران و انصار، هدف الهى خود را تحقّق بخشيد. حضرت على (ع) و فرزندان اطهارش هم با همدلى و هميارى ياران اندك خود، در صدد اجراى منويات الهى خود بودند. در اين ميان، رشادتها، ايثارها و جانفشانىهاى ياران حضرت سيدالشهدا (ع) جايگاه ويژهاى در تاريخ بشر دارد. همچنين حضرت بقيةاللهالاعظم (ع) را در تحقّق دولت كريمه، يارانى مساعدت خواهند كرد؛ با كمى تعداد و جهان را زير لواى آن حضرت خواهند آورد و بستر تحقّق حكومت واحد جهانى را مهيا خواهند ساخت. در اين نوشته قصد آن داريم كه نگاهى هرچند گذرا، بر سيماى ياران آن حضرت داشته باشيم.
در روايات متعدّدى كه از امامان معصوم (ع) وارد شده، سيماى ياران حضرتش ترسيم شده است كه از ميان آنها به مرفوعه فضيلبن يسار از امام صادق (ع) مىپردازيم:
«خداوند را در «طالقان» گنجى است نه از جنس سيم و زر. پرچمى است كه از هنگامى كه فرو پيچيده شده، برافراشته نشده است. مردانى كه انگار دلهايشان پارههاى آهن است. شك و دودلى در ذات خدا، آن را نيالوده، از سنگ با صلابتتر است. اگر بركوهها يورش برند، آنها را از جاى برمىكنند. هيچ شهرى مقصد پرچمهاى آنان واقع نمىشود؛ مگر آنكه ويرانش مىسازند. گو اينكه بر اسبانشان بازها پر گشودهاند. از راه تبرّك، دست بر زين امام برده، دور امام گرد مىآيند. در جنگها با جان خود از امام (ع) محافظت نموده، از پس هر آنچه امام (ع) از آنان مىخواهد، برمىآيند. مردانى كه شب نمىآرمند. در نمازشان زنبورسان زمزمه دارند. شب را در قيام و قعود به سر مىآورند. صبح را بر پشت اسبانشان آغاز مىنمايند. راهبان شب هستند و شيران روز. از فرمانبرى كنيز، نسبت به آقايش، براى امام فرمانبردارترند.
به سان چراغهايى هستند؛ مثل اينكه دلهاشان چراغدان است. آنان از خشيت خدا ترسانند. شهادت را مىخواهند. آرزو مىكنند كه در راه خدا كشته شوند. شعارشان «يا لثارات الحسين» است. وقتى به حركت درمىآيند، رعب و ترس [حاصل از هيبت، شكوه و انسجامشان] به مسافت راه يك ماه پيششان مىتازد. رهسپار كوى مولايند. خداوند با آنان امام حقّ را يارى مىنمايد.»[١]
در اين روايت مرفوعه، خطوط برجسته سيماى ياران حضرت ولىعصر (ع) بيان شده است. خطوطى كاملًا همگرا با خطوط ترسيمى مولىالموحّدين (ع) از سيماى فرهيختگان خودنگهدار و پرهيزكار. اين خطوط، نمايانگر بخش اعظمى از فضايل عالى الهى انسان ملكوتى است كه با دارا بودن آنها برازنده خلعت خلّت و نصرت آن حضرت مىگردد؛ خلعتى كه از مجموعه خلقت، فقط تعداد اندكى به تشريف آن نائل مىشوند.
|
دم از تقرّب جانان زنند ناكس و كس |
هماى را چه رسد همنشين شدن با خس |