ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - امكان ديدار با امام زمان (ع)
اين سه بزرگوار كه در رأس علماى اصولى قرنهاى اخير بودهاند، به صراحت مىفرمايند امكان اين معنا وجود دارد كه افراد بىنظير و يگانههاى دوران به خدمت حضرت مهدى (ع) برسند و حتّى فتوا و حكم خود را از دو لب مبارك ايشان بشنوند.
و بالأخره مراجع عظام تقليد حضرات آيات حكيم، ميلانى و گلپايگانى در پاسخ به پرسشها و استفتاآتى كه از دفاترشان شده با امضاى خود فرمودهاند كه: امكان اين معنا در دوره غيبت كبرى وجود دارد.
حجّتالاسلام و المسلمين ناصرى: ملاقات با حضرت بقيةالله (ع)، بنا بر گزارش مؤمنان صادق، اتّفاق افتاده است و اين اتّفاق، خود بهترين دليل براى امكان وقوع آن است. البتّه شايد سفارش امام حسن عسكرى (ع) به حضرت بقيةالله (ع) براى دورى از مردم از اين جهت بوده كه حضرتش در دسترس عموم مردم نباشند. وقتى به حالات بعضى از مؤمنان و مراتب ايمان آنها نگاه مىكنيم، مىبينيم افراد دلسوختهاى وجود دارند كه تنها آرزويشان تشرّف به خدمت حضرت بقيةالله (ع) است. علاوه بر آن، بعضى از علماى زاهد بزرگ و راهرفته هستند كه به شرف اين ملاقات نائل شدهاند و گزارش اين ديدارها براى ما نقل شده است.
مراتب ايمان مردم متفاوت است و بعضى از آنها در باطن به طور دائم به ياد حضرت اشتغال دارند و همين اشتغال، آنها را به شرف ملاقات نزديك مىكند.
اساساً امكان تشرّف براى خواصّ شيعه وجود دارد. در روايت آمده است كه:
«طوبى لمن لقيه فى غيبته؛
خوشا به حال كسى كه آن حضرت را در دوران غيبتش ديدار نمايد!»
از آن بالاتر را هم سيدبن طاووس براى فرزندش سيدمحمّد نقل كرده كه: فرد مؤمنى از خداوند مىخواسته او را خدمتگزار حضرت بقيةالله (ع)، قرار دهد و خداوند دعاى او را مستجاب كرد. در پى آن، حضرت براى او پيغام فرستادند كه: «درخواست تو پذيرفته شد؛ با اندكى صبر به اين سمت نائل خواهى شد.» در طول تاريخ بزرگان علم و تقوا مكرّراً به خدمت حضرت مىرسيده و از بركات وجودى ايشان بهرهمند مىشدهاند. اين، سرّى از اسرار الهى است. مرحوم آيتالله كشميرى مىفرمود: حال ملاقات، حال خاصّ و فوقالعادّهاى است كه در ضمن آن، ارتباطى سرّى با مركز اسرار عالم برقرار مىشود. ايشان ادامه مىداد: اگر كسى بر اثر گفتن ذكر يا خواندن دعايى حالى پيدا كند، اگر آن حال را براى ديگران نقل كند، آن را از دست مىدهد. شرف ملاقات هم اين چنين لطافتى دارد. گزارش عموم تشرّفاتى كه نقل شده، بعد از فوت شخص ديداركننده به دست ما رسيده است. هرچند مسئله ملاقات با امام زمان (ع) حقيقت دارد، ولى آنقدر لطيف است و نگهدارى، مراقبت و مراعات مىخواهد كه اگر كسى در طول زندگى خود روى گزارش آن ملاقات مانور بدهد، آثارش را از دست مىدهد. علّت آن هم اين است كه ملاقات با آن حضرت با ديگر ملاقاتها تفاوت دارد. در اثر ديدار با ايشان، سرّى در وجود انسان احيا مىشود كه نبايد خبر آن به نفوس نامحرمان منتقل شود؛ در غير اينصورت اگر شخص در ايام حياتش خلاف اين قاعده عمل كند، آن سرّ لطمه مىخورد و ثمرات و مزايايى را كه به واسطه آن سرّ، نصيبش شده، يا كم مىشود يا آنكه آن را به طور كلّى از دست مىدهد. به همين سبب هرگاه براى بزرگان، ديدارى رخ مىداده، سفارش مىكردهاند كه هرگز در ايام حياتشان آن را براى ديگران نقل نكنند تا دچار عوارض ناشى از اين نقل نشوند.
خلاصه اينكه تا وقتى اين سرّ، قابل انس، لذّت، الفت و بهرهورى است كه مخفى باشد و اگر خبر آن منتشر شود، دچار آفت مىگردد؛ چه برسد به آنكه عدّهاى بخواهند مدّعى شوند و با ذكر ادّعاى خود در مجالس و محافل، از اين ماجرا نان بخورند.