ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - انقلاب جنسى و روغن مار
براى بازى در نقش كينزى بازنگرى كند. ريزمن به دكتر جوزف بدنام، دكتر اردوگاه نازى اشاره كرده بود و به نيسون گفته بود كه بازى در نقش كينزى، او را به طرز وحشتناكى در نقش نامناسبى قرار مىدهد كه بيشتر شبيه دكتر جوزف ديوصفت، يك شخصيت بحثبرانگيز است؛ امّا نيسون تصميم گرفت كه پروژه را ادامه دهد.
طبق گفته ريزمن، كينزى ناظران بچّهبازى را تعليم داد كه از بيش از ٣٠٠ صغير سوءاستفاده جنسى كنند تا ثابت كند كه بچّهها از داشتن رابطه جنسى با بزرگسالان لذّت مىبرند. برخى از قربانيان تنها دو ماه سن داشتند و برخى به مدّت ٢٤ ساعت و بدون وقفه مورد وحشىگرى و فجايع جنسى قرار گرفتند. يكى از پشتيبانان مالى كينزى يك افسر نازى جنگ جهانى دوم بود. قربانيان جوان او بايد ميان تجاوز و اتاق گاز، يكى را انتخاب مىكردند.
ممكن است ادّعاهاى ريزمن افراطى به نظر برسند؛ امّا بدون عذر موجّه نيستند. كينزى در كتاب سال ١٩٤٨ م. خود، با نام «رفتار جنسى مذكّر انسان» از آزمايشهاى نه بچّهبازى سخن مىگويد كه براى تحقيقش استخدام كرده بود. او نوشته است: برخى از اين بزرگسالان از نظر فنّى تعليم ديده بودند و مشاهدات خود را روزانه يادداشت مىكردند كه ما از آنها در اين مقوله استفاده كردهايم.
او جدولى را در كتاب آورد كه نشان مىدهد، اين بچّهبازهاى تعليم ديده، اوج لذّت جنسى را به نوزادان پنج ماهه القا مىكردند. طبق گزارشهاى آنها، يك بچّه چهار ساله طى مدّت ٢٤ ساعت ٢٦ بار به اين حد رسيده بود.
فقط توجّه داشته باشيد كه چگونه آنها استنباط كردند كه اين كودكان و نوزادان به اوج لذّت جنسى رسيدهاند؟ براى اين كار كينزى به رفتارهاى متعدّدى توجّه داشته است: تشنّج شديد، ناله، هق هق، گريه، فرياد وحشتناك، اشك فراوان، لرزش شديد، غش، درد غيرقابل تحمّل و جيغ. به عبارت ديگر هر چيزى كه يك انسان عادى آن را واكنشهاى سخت كودك به شوك يا آسيب تلقّى مىكند، كينزى آن را لذّت كودكان مىديد.
هنگامىكه ريزمن براى نخستين بار اين اطّلاعات را ديد، به سختى ترسيده بود. آخر اين اطّلاعات از كجا آمده بودند؟ چه كسى آن بچّه كوچك را از خواب بيدار مىكند و ٢٤ ساعته به او آزار جنسى مىرساند؟ چه والدينى ممكن است اجازه دهند فرزندانشان در چنين آزمايشهاى سنگدلانهاى شركت كنند؟ و چرا در هيچيك از صدها گزارشهايى كه درباره كار كينزى منتشر شد، هيچكدام به اين جرايم تهوّعآور اشاره نكردهاند؟
ريزمن پاسخ برخى از اين سؤالات را در سال ١٩٩٠ م. هنگامىكه در يك برنامه تلويزيونى شركت داشت، گرفت. در اين برنامه، عكّاسى حضور داشت كه كينزى را مىشناخت. نام او كلارنس تريپ بود. به گفته تريپ، اين اطّلاعات توسط بچّهبازها جمعآورى شده بود، آنها از زمانسنجهايى استفاده مىكردند تا پاسخ كودكان را ثبت كنند. پس اين كار خيلى علمى بوده است.
در سال ١٩٩٨ م. يك فيلم مستند تلويزيونى در «انگلستان» پخش شد كه نام آن تاريخ مخفى بچّهبازهاى كينزى بود. در اين برنامه، با شاهدان عينى تحقيقات كينزى گفتوگو شده بود كه همه آنها اتّهام ريزمن عليه كينزى را مبنى بر سوءاستفاده از كودكان تأييد مىكردند.
از سوى ديگر، جيمز اچ جونز، مورّخ و فيناليست جايزه پوليتزر كه ٢٥ سال صرف تحقيق درباره بيوگرافى كينزى كرده است، مىگويد: هيچ مدركى يافت نمىشود كه من از وجود آن بىاطّلاع باشم كه كينزى، بچّهبازهايى را تعليم و هدايت مىكرده تا اطّلاعات جمعآورى كند. به اعتقاد او اتّهام بچّهبازى عليه كينزى معتبر نيست. او معتقد است مؤسّسه كينزى صورتى از داستان است. در سال ١٩٩٥ م. مدير مؤسّسه ابراز داشت كه اكثر اطّلاعات كينزى بر پايه يادداشتهاى روزانه يك بچّهباز استوار است كه گزارش سوءاستفادههاى جنسىاش را از ٣١٧ كودك، طى سالهاى ١٩١٧ تا ١٩٤٨ م. نگه مىداشته است.
اينكه آيا كينزى خود سوءاستفاده از كودكان را هدايت مىكرد، شايد هيچ وقت روشن نشود. با اين همه هر فيلمى كه بر اساس تصوير علنى كينزى ساخته شده، در اشتباه است. در نظر عامّه، كينزى خود را يك فرد متأهل و باثبات نشان مىداد؛ يك دانشمند بدون علاقهاى خاص كه فقط واقعيات را گزارش مىكرد؛ امّا در خفا. آن چنان كه تحقيق جونز برملا كرد، كينزى يك همجنسباز، تماشاگر جنسى و يك سادومازوخيست بوده كه بىترديد در اعماق زناى با محارم و آزار جنسى كودكان غرق بود. سادومازوخيست او را به افراط و تفريطى عجيب و غريب افكنده بود. پس از آنكه مؤسّسه راكفلر از كمك مالى به تحقيق او سرباز زد، كينزى به زيرزمينى رفت، يك سر طنابى را به لولهاى كه از سقف بيرون زده بود بست و سر ديگرش را به بيضهدان خود، سپس روى يك صندلى ايستاد و از روى آن پريد، اين چيزى است كه جونز نقل مىكند. از آنجا كه كينزى يك همجنس باز بود، آيا او و نويسنده همكارش، واردل پومروى، عاشق و معشوق بودند؟ جونز مىگويد: آنها شريك جنسى هم بودند؛ امّا من آنها را عاشق و معشوق نمىدانم. آنها تا اين حد به هم نزديك نبودند.
منبع:
سايت باشگاه انديشه
مترجم: ياسمن شيبانى