ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - سيماى ياران حضرت مهدى (عج)

٩. فرمانبرى و اطاعت محض‌

«هم أطوع له من الأمة لسيدها.»

ياران امام زمان (ع) بر اطاعت بى‌چون و چراى مولاى خود كمر بسته‌اند؛ دل در رضاى او سپرده‌اند و هر آنچه او بخواهد، آن را حقّ محض و محض حق شمرند. اينان ولايت‌مداران سر سپرده و بى‌همتايند كه به هيچ رو از خطّ فرمان ولى خود سربر نمى‌تابند. سالك نستوه صراط قويم‌ «أَطِيعُوااللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»[١] هستند. تا آنجا كه اگر دستور باشد، در دل آتش مى‌روند. خطاب‌ «يانارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً»[٢] را به جان تجربه مى‌كنند.

١٠. روشنگرى و هدايت‌بخشى‌

«كالمصابيح كأنّ قلوبهم القناديل.»

ياران مهدى (ع) چراغ‌هاى روشن هدايتند؛ زيرا سرچشمه‌هاى حكمت در اثر تقواى محض از سرزمين قلبشان بر زبانشان جارى است. سراسر وجودشان بارقه لطف ازل را نمايان ساخته و در ظلمت انديشه‌ها، از قنديل قلبشان پرتو افشانى‌ها رخ داده. مهار خرد خردورزان را بر دست با كفايت خود گرفته و به سوى كعبه مقصود هدايت مى‌كنند.

١١. خداترسى‌

«و هم من خشية الله مشفقون.»

ياوران آن حضرت از خشيت حضرت حق، چون بيد بر خود مى‌لرزند؛ زيرا بصيرتشان كامل، اعتقادشان خالص و شهودشان حقّ‌اليقين. در اين مرتبه است كه نيران صاعقه جلال و هيبت و قهّاريت، خرمن هستى را مى‌سوزاند. ترس بر وجود، سيطره مطلق مى‌يابد تا جايى كه: «به سوهان ترس، چونان تيرهاى نازك تراشيده شده‌اند تا جايى كه نظاره‌گر، بيمارشان مى‌پندارد؛ در حالى‌كه بيمارى ندارند. مى‌گويد: اينان ديوانه‌اند؛ در حالى كه امرى عظيم از خود بى‌خودشان ساخته است.»[٣]

١٢. آرزوى شهادت‌

«يدعون بالشهادة و يتمنّون أن يقتلوا فى سبيل الله.»

ياران حضرت حجّت (ع) مدام دست بر دعا، از حضرت حق، وصال شاهد شهادت را مى‌خواهند. شهادت به عنوان اعلاترين وسيله تقرّب به مبدأ هستى، هماره آرزوى قلبى انسان‌هاى موحّد خالص است. ياران حضرتش هم با عنايت به فيض بى‌منتهاى‌ «بَلْأَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»[٤] پر و بال در هواى شهادت مى‌گسترانند و دولت اين غم را به دعا از خدا مى‌خواهند.

١٣. خونخواهى از حسين (ع)

«شعارهم: يا لثارات الحسين»

از نشانه‌هاى ديگر ياران آن حضرت (ع) آن است كه اهل شعار «يا لثارات الحسين» هستند؛ يعنى داعيان خونخواهان امام حسين (ع). داعيه‌داران اخذ حقّ آن مظلوم تاريخند؛ قرار گرفتن راستين نه ادّعايى. در جناح سيدالشهدا (ع) و اهتزاز لواى ولاى آن امام (ع). اهتمام در اخذ خون آن بزرگوار حكايت از فرهنگى بس ناب دارد كه ريشه در همه خصايص و فضايل عالى دارد. اينان كارگزاران حقّند. حسين (ع) كشته راه حق.

١٤. يارى امام حق‌

«بهم ينصرالله إمام الحق»

رسيدن به منزلت واسطه‌گرى و نصرت قائم آل محمّد (ع) برترين كمال‌ها را مى‌طلبد. بايستى در بى‌بديل‌ترين فراز كمال و عشق بود تا به اين خلعت عالى، مخلع گرديد. بدين تشريف، هر كسى را مشرّف نمى‌گردانند. بايد گوهرى پاك داشت، اهل حال بود و رياضت‌كش كوى عشق.

همين خصيصه به تنهايى در ژرفاى لياقت ياران آن حضرت كفايت مى‌كند كه ورود در سلك ناصران، مقتضى سنخيت و تناسب است.[٥]


[١]. محمّدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٥٢، ص ٣٠٨. ٣٠٧: «له كنز بالطالقان ماهو بذهب، ولا فضة،. راية لم تنشر منذ طويت،. رجال كأنَّ قلوبهم زبر الحديد لايشوبها شكّف فى ذات الله أشدّ من الحجر، لو حملوا على الجبال لأزالوها، لا يقصدون براياتهم بلدة إلّا خرَّبوها، كأنَّ على خيولهم العقبان يتمسّحون بسرج الإمام، عليه‌السلام، يطلبون بذلك البركة،. يحفّون به يقونه بأنفسهم فى‌الحروب،. يكفونه ما يريد فيهم.

رجال لاينامون اللّيل، لهم دويف فى صلاتهم كدويف النحل، يبيتون قياماً على أطرافهم،. يصبحون على خيولهم، رهبان باللّيل ليوث بالنّهار، هم أطوع له من الأمة لسيدها، كالمصابيح كأنَّ قلوبهم القناديل،. هم من‌خشيةالله مشفقون، يدعون بالشهادة،. يتمنّون أن يقتلوا فى سبيل‌الله، شعارهم: يا لثارات الحسين، إذا ساروا يسير الرّفعب أمامهم مسيرة شهر، يمشون إلى المولى إرسالا، بهم ينصرالله إمام الحقّف».

[٢]. همان، ج ٧٧، ص ٣٧٤، از حضرت على (ع).

[٣]. همان، ج ٧٠، ص ٢١٣، از حضرت على (ع).

[٤]. سوره بقره (٢) آيه ٢٨٢.

[٥]. سيد على‌نقى فيض‌الاسلام، ترجمه شرح نهج‌البلاغه، خطبه ١٨٤، ص ٦١٢.

[٦]. همان، ص ٦١٣.

[٧]. سوره نساء (٤) آيه ٥٩.

[٨]. سوره انبياء (٢١) آيه ٦٩.

[٩]. ترجمه شرح نهج‌البلاغه، خطبه ١٨٤، ص ٦١٣.

[١٠]. سوره آل‌عمران (٣) آيه ١٦٩.

[١١]. محمّدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٤٤، ص ٣٨١.