ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - شرق اسلامى و اسب ترواى غربى
شرق اسلامى و اسب ترواى غربى
هنجارشكنى تا بىنهايت
چه باور كنيم و چه نكنيم، هرزهنگارى يك حمله است! حمله به باور آدمهايى كه ما برايشان مهم هستيم و آنها براى ما؛ حمله به باورهايى كه اصلًا همين باورها دليل اهمّيت دادن آدمها به يكديگر است ...
همه ما ماجراى اسب تروا را شنيدهايم، داستان حيلهاى جنگى كه يونانىها توانستند با توسّل به آن، وارد قلعه تروا شوند؛ قلعهاى كه مدّتها پشت دروازههاى آن توقّف كرده بودند. تروا در حقيقت، داستان نبرد چند ساله يونانيان با اهالى شكستناپذير قلعه ترواست. داستان سپاهى از دشمن كه در دل اسبى چوبى پنهان شده و شبهنگام، وقتى همه خواب بودند دروازههاى شهر را بر انبوه سربازان خويش گشودند و بر افسانه نفوذناپذيرى تروا پايان دادند و اين چنين شهر در خوابآلودگى سربازانش تصرّف شد.
اينترنت؛ خوب، بد، زشت
با ورود ماهواره و اينترنت و همهگير شدن اين دو رسانه در ايران، خصوصاً اينترنت، اسب ترواى غربىها در مقابله با ايران حركت كرد و آرام آرام حتّى به اتاق خواب كودكانمان هم خزيد.
ما هر روز كشتگان اين جنگ را مىبينيم؛ كشتگانى كه همراه ما سوار اتوبوس مىشوند، كنار ما مىنشينند و حتّى با ما حرف هم مىزنند و همه غصّه اين جنگ همين است! آدمها گلوله مىخورند، مجروح مىشوند، مىميرند؛ امّا كسى حواسش نيست، كسى به كمك آنها نمىشتابد و همه غصّه اين قصّه همين است.
وقتى تروايىها اسب پيشكشى يونانىها را وارد شهر كردند، تصميم گرفتند تنديس چوبى را به نشانه پيروزى در ميدان اصلى قرار دهند، غافل از اينكه هيچ گربهاى محض رضاى خدا موش نمىگيرد! اينكه چرا اينترنت آمد و چرا آمريكايىها اين لطف بزرگ را به بشريت كردند، همان قضيه گربه و موش و رضاى خداست.
با ظهور اينترنت، همه مناسبات زندگى انسانى تحوّل يافت. تجربه زندگى مجازى، رؤياى زندگى دوباره انسان را زنده كرد. انسانها اين امكان را پيدا كردند تا دوباره متولّد شوند، با اين تفاوت كه همه فاكتورهاى اين زندگى دوباره را خودشان تعيين كنند؛ از جنسيت گرفته تا ملّيت.
اين وسيله ارتباطى، مرزها و تعاملات گذشته را شكست و كاربران توانستند با ورود به دنياى مجازى، بدون هيچ محدوديتى به ايجاد ارتباط با يكديگر و تبادل اطّلاعات بپردازند. دسترسى آسان و بدون دردسر، سهولت ارتباط، جستوجوى پنهان، ارتباط با افراد مختلف و هويت پنهان، همه ويژگىهاى منحصربهفردى است كه افراد گوناگون را به استفاده هرچه بيشتر از اين رسانه سوق مىدهد و امكان عبور از مرزهاى اخلاقى را بيشتر مىكند.
با آمدن هر پديده جديدى به زندگى بشر، بحثهاى جدّى درباره آثار آن شدّت مىگيرد و كارشناسان متعدّد با تخصّصهاى گوناگون به بررسى ابعاد مختلف آثار آن مىپردازند. مثلًا اينكه اينترنت، ارتباطات موجود در آن و فراهم بودن زمينه تبادل هرگونه اطّلاعاتى، چه تأثيراتى بر زندگى فردى و اجتماعى كاربران دارد و آنها را با چه خطراتى روبهرو مىكند؟ راستى ما كه هر روز به اشكال مختلف درگير اينترنت هستيم، آخرين بار كى به چنين پرسشهايى انديشه كردهايم؟!
پيش به سوى حملات جنسى
١٢ سپتامبر ٢٠٠٢ م. نتانياهو، نخست وزير سابق رژيم صهيونيستى كه اريكه قدرت و جنايت را به ايهود باراك تحويل داده بود، در نطقى از آمريكا خواست طرح تغيير رژيم در دو كشور «ايران» و «عراق» را