ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - چرا امام زمان (ع) تاكنون ظهور نكرده است؟
رسالتى كه از سوى خداوند براى مهدى (ع) تعيين شده، دگرگون ساختن همهجانبه گيتى است؛ به صورتىكه همه افراد بشر از تاريكىهاى ستم و بيداد، به فروغ دادگرى راه يابند.
پيروزى هر انقلاب و هر فعّاليت اجتماعى به يك سلسله شرايط و موقعيتهاى عينى و خارجى بستگى دارد كه بدون فراهم شدن آن شرايط نمىتواند به هدفش برسد. اگرچه قسمتى از شرايط و موقعيتهاى انقلاب مهدى (عج) آسمانى و خدايى است و جنبه آسمانى دارد، امّا اجراى كلّى مأموريت وى، به گرد آمدن شرايط عينى و خارجى وابسته است.
همانگونه كه آسمان چشم به راه ماند تا پنج قرن از جاهليت بگذرد و آنگاه نداى آخرين رسالت آسمانى را از سوى پيامبر اكرم (ص) بشنود، اين انتظار، يعنى اجراى برنامه الهى هم مستلزم تحقّق موقعيتهاى عينى و خارجى يا عواملى است؛ مانند محيط مساعد و فضاى عمومى مناسب يا بعضى ويژگىهاى جزئى كه جنبش دگرگونى بخش از لابهلاى پيچ و خمهاى جزئى، در جستوجوى آن است.
سنّت تغييرناپذير خداوند سبحان، بر اين است كه اجراى انقلاب جهانى حضرت مهدى (عج) نيز به موقعيتهاى خارجى و پذيرندهاى كه محيط مساعد و فضاى عمومى را براى درك و پذيرش انقلاب آماده مىسازد، وابسته باشد و به همين دليل هم بوده است كه اسلام پس از گذشت چندين سده از پايان يافتن كار انبياى پيشين و ايجاد خلأ تلخ چند صد ساله، ظاهر شد. خداوند با همه توانايىاش، در هموار ساختن تمامى مشكلات راه رسالت پيامبر (ص) و ايجاد محيط مساعد براى ابلاغ اين رسالت، نخواست چنين شيوهاى را به كار گيرد؛ بلكه با ابتلا و آزمايش كه تكاملبخش انسانند، كار كلّى انقلاب الهى را به گونهاى طبيعى و بر بنيادها و عوامل اجتماعى صورت داد.
البتّه اين ويژگى، مانع نيست كه گهگاه، در پارهاى از جزئيات، دخالت خداوندى از راههاى غيرعادّى انجام پذيرد؛ زيرا جزئيات، در ساختن محيط مساعد نقش اساسى ندارد و فقط گاهى براى حركت در محيط مناسب، لازمند، يارىها و توجّهات عينىاى كه خداوند متعال در لحظات دشوار به رهبران الهى مىفرمايد، از اينگونه است؛ براى پاسدارى رسالت ابراهيم (ع)، آتش نمرود را بر او سرد و سلامت مىكند و دست آن مرد يهودى كه با شمشير بر بالاى سر پيامبر (ص) ايستاده، از حس مىافتد و توانايى حركت و تكان را گم مىكند يا باد شديدى مىوزد و پردههاى دشمنان حق را كه در روز خندق، «مدينه» را محاصره كردهاند، از بيخ و بن برمىاندازد و هراس در دل آنها مىافكند. امّا همه اينها از يك سلسله امور جزئى و كم در لحظاتى قاطع، فراتر نمىرود و بايد پيش از اين كمكها، زمينه و فضايى مساعد براى دگرگونى عمومى موجود باشد.
اكنون در پرتو همين مبانى و همساز با موقعيتهاى عينى و خارجى، موضعگيرى امام مهدى (ع) را بررسى مىكنيم. مسلّماً انقلاب امام (ع) نيز، مانند هر دگرگونى اجتماعى ديگر از جهت اجرا، به موقعيتهاى اجتماعىاى بستگى دارد كه بايد همساز با آن، موقعيتهاى معين، پيش آيد؛ زيرا حضرت مهدى (عج) خود را براى اقدامى اجتماعى و در سطحى محدود، آماده نكرده؛ بلكه رسالتى كه از سوى خداوند براى او تعيين شده است، دگرگون ساختن همهجانبه گيتى مىباشد؛ به صورتىكه همه افراد بشر از تاريكىهاى ستم و بيداد، به فروغ دادگرى راه يابند.
براى چنين دگرگونى بزرگى، تنها يك رهبر شايسته كافى نيست؛ زيرا پيامبر (ص) ويژگىهاى يك رهبر شايسته را در همان روزگار سياه در خويش داشت. علاوه بر رهبر شايسته، نيازمند يك محيط جهانى مساعد و يك فضاى عمومى مناسب نيز هست تا موقعيتهاى خارجى مطلوب را براى انجام انقلاب جهانى آماده سازد.
از ديدگاه انسانى كه بنگريم، بايد (احساس نابودى مداوم) در انسان متمدّن ايجاد شود، يك انگيزه اساسى در درونش پديدار گردد و رسالت دادگرانه امام مهدى (ع) را بپذيرد و تنها با تجربههاى اجتماعى، مدنى و سياسى گوناگون، امكان دارد چنين احساسى در درون انسانها جاى گيرد؛ زيرا با تجربه مكتبها و ... مىتواند بار گرانى از نقاط منفى به دوش خود بيابد و نيازمندىهاى او را به يارىجويى از سرشت پاك و جهان نهان آشكار سازد.
از ديدگاه مادّى نيز، شرايط موجود در زمان ظهور براى انجام رسالت امام مهدى (ع) بر تمامى جهان، بايد آمادگى و توانايى بيشترى داشته باشند، تا در روزگارى همچون زمان غيبت صغرى؛ زيرا كه بخشهاى جهان به يكديگر نزديك شده، ارتباط و پيوند ميان انسانها بهتر انجام مىگيرد؛ ارتباط و پيوندى كه دستگاه رهبرى مركزى، براى پرورش مردم، بر بنياد رسالت به آن نياز دارد.[١]
[١]. بحث حول المهدى، شهيد آيتالله صدر، ص ٧٥.