ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - راز ميوه ممنوعه
ممنوعه، پرده از يكى دلايل مهمّ رانده شدن انسانها از بهشت حضور و قرب برمىدارد و آنها را متذكّر مىشود تا شايد در اينباره، مراقبت نمايند تا از مسير قرب منحرف نشوند و از قبيله صِبْغَةَ اللَّهِ به قبيله لعنة الله مبتلا نشوند. بر خلاف تصوّر ما، تاريخ هماره تكرار مىشود.
همواره بشر، نسل در نسل، در شرايط تاريخى خاصّى قرار گرفته و حسب سنّتهاى ثابت و مقدّر هستى، مرتكب عملى مىشود كه پيش از او هزاران نفر بدان مرتكب شدهاند؛ به همان سان كه ضربت چاقويى، باعث پاره شدن دست و بازو مىشود، ظلم به پدر و مادر و عاقّ آنها، نگونبختى فرزندان را در پى خواهد داشت.
بشر، در هر عصرى و در ميان هر نسلى كه زندگى نمايد، مىتواند تأثير اين قواعد را تجربه كند. آگاهى تجربى در جهان فيزيكى، بشر را متذكّر و مراقب مىسازد؛ زيرا پيامد اعمال را به عينه مشاهده مىكند؛ امّا آنچه در ماوراء جهان فيزيكى حادث مىشود، كمتر به چشم مىآيد و انسان ديرتر متذكّر نتايج و عواقب اعمال خود مىشود.
ابتلاء به دورى از بهشت حضور، مانند ابتلاء به عاقّ والدين شدن فرزند جفاكار در حقّ پدر، حتمى الوقوع است. تنها كافى است انسان در مدار اين واقعه و زمينههايش قرار گيرد تا آن را تجربه كند. خداوند راز عموم بلايا و آفتهاى آوار شده بر بشر را در ماجراى ميوه ممنوعه بيان مىكند و بشر را بدين بهانه متذكّر مىشود.
رانده از مدار رحمت، يعنى فرود بر مدار لعنت و تجربه دور ماندن از رحمت الهى و مغضوب شدن. آنكه از رحمت دور مىافتد، در شقاوت ابدى، مبتلاى دنيا و آخرتى تاريك، ظلمانى و جهنّمى جاويد و پايدار مىشود؛ چنانچه حضرت آدم (ع) توبه و انابه نمىكرد، در پى ابليس، مخاطب خطاب «عَلَيْكَلَعْنَتِي» و «فَإِنَّكَرَجِيمٌ» قرار مىگرفت.
«وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ؛[١]
وقطعاً لعنت من تا روز جزا بر تو خواهد بود.»
خداوند در هشت آيه بعدى، ابليس را به عذاب جهنّم تهديد و محكوم مىكند. در واقع، طرد و نفرين ابليس مربوط به كيفر دنيوى او و عذاب ابدى در جهنّم، كيفر اخروى او خواهد بود.
دعاى ندبه، بلافاصله به سراغ نقطه عطف دوم از سير و سفر انسان در عرصه تاريخ مىرود.
پىنوشتها:
[١]. «دعاى ندبه» را حضرت امام جعفر صادق (ع)، به دوستان و شيعيانش تعليم داده و به آنها امر فرمودند كه اين دعا را در اعياد چهارگانه؛ يعنى روزهاى عيد فطر، عيد قربان، عيد غدير و عيد جمعه بخوانند و به ما سفارش شده كه در عصر غيبت با اين دعا با امام، پيشوا، محبوب و مقتداى خود رازدل گوييم و تجديد ميثاق كنيم. نخستين فرد موثّق و مورد اعتماد و استنادى كه دعاى شريف ندبه را در اثر مكتوب خود از پيشواى به حق، امام جعفر صادق (ع)، روايت كرده، «ابوجعفر محمدبن حسين بن سفيان بزوفرى» است. ايشان از اساتيد شيخ مفيد است و شيخ مفيد فراوان از او روايت نقل كرده است. محدّث نورى به هنگام شماشر استادان شيخ مفيد از او نام برده است و جز اين بزرگان بسيارى از محدّثين در آثار خود اين دعاى شريف را نقل كردهاند. براى آشنايى بيشتر به كتاب «با دعاى ندبه در پگاه جمعه»، اثر استاد علىاكبر مهدىپور، از سلسله انتشارات موعود مراجعه فرماييد.
[٢]. صبغه (ص- غَ يا غِ)؛ ١. مادّهاى كه با آن چيزى را رنگ كنند؛ ٢. دين و ملّت؛ ٣. رنگ، رنگ مختصر. صبغة الله؛ رنگ خدا، دين خدا.
[٣]. سوره بقره (٢)، آيات ٢ و ٣.
[٤]. بحار الانوار، ج ١، ص ١٠٨.
[٥]. سورههاى بقره (٢)، آيه ٣٥؛ اعراف (٧)، آيه ١٩.
[٦]. سوره اعراف (٧)، آيه ١٧.
[٧]. سوره اعراف (٧)، آيه ٢٧، ترجمه فولادوند.
[٨]. تفسير تسنيم، جوادى آملى، ج ٣، ص ٣٦٢.
[٩]. سوره طه (٢٠)، آيه ١٢٠.
[١٠]. سوره نساء (٤)، آيه ٥٤، ترجمه آيت الله ناصر مكارم شيرازى.
[١١]. الاحتجاج على اهل الحجاج، ج ١، ص ١٦٠.
[١٢]. تفسير تسنيم، ج ٣، ص ٣٦٢.
[١٣]. سوره ص (٣٨)، آيه ٧٨.